ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٩ - باب ستونهاى اسلام
٦- از عيسى بن السرى ابى اليسع گويد: به امام صادق (ع) گفتم: به من از دعائم اسلام خبر بده همانها كه روا نيست احدى از معرفت چيزى از آنها كوتاهى كند آنچه كه هر كس در معرفت چيزى از آنها كوتاهى كند دينش تباه شود و خدا عملى از او نپذيرد و هر كه آنها را بداند و بدان عمل كند، دينش شايسته باشد و عملش پذيرفته گردد و در آن روشى كه دارد براى نادانى در هيچ امرى كار بر او تنگ نشود.
در پاسخ فرمود: آنها شهادت به يگانگى خدا و ايمان به رسالت محمد (ص) و اقرار به اين است كه هر چه از جانب خدا آورده حق است و در عهده داشتن حقى در اموال كه زكاة است و قبول ولايتى كه خدا بدان فرمان داده يعنى ولايت آل محمد (ص).
گويد: به آن حضرت گفتم: آيا در ولايت شرط مخصوصى است و فضيلتى كه مستحق آن بدان شناخته شود؟
فرمود: آرى، خدا عز و جل فرمايد (٥٩ سوره نساء): «أيا كسانى كه گرويدند اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد رسول را و صاحب الامر خود را» و رسول خدا (ص) فرموده است: هر كه بميرد و نشناسد امام خود را، به مردن جاهليت مرده است، رسول خدا بود و على (ع) امام بود و ديگران در برابر او معاويه را امام دانستند، سپس حسن (ع) بود و سپس حسين و ديگران گفتند يزيد بن معاويه و حسين بن على (ع) برابرند، و در اينها برابرى نبود (على كجا و معاويه كجا حسين بن على كجا و يزيد كجا؟ سپس خموشى گرفت و باز فرمود: توضيح بيشترى ندهم؟