ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٧٦
است كه با هم مخلوط شدند و از همديگر كسب اخلاق كردند، و برخى گفتهاند مقصود «معنى نزع» الخ، اين است كه سرشت بهشت از سرشتِ دوزخ بركنده شده، و سرشتِ دوزخ از سرشتِ بهشت پس از آنكه با هم سائيدهاند، تدبُّر كن. از مجلسى (ره)- بدان كه آنچه در اين باب و برخى بابهاى آينده است از اخبار متشابهه و بسيار مشكل است و مايه توهُّم جبر و سلب اختيار است و اصحاب ما رضوان اللَّه عليهم در حلِّ آنها چند رشته دارند:
١- آنچه اخبارىها در باره آن گفتهاند كه ما به طور اجمال آنها را باور داريم و اعتراف كنيم كه حقيقت مقصود و علت صدور آنها را نمىدانيم و علمِ آن را به خود ائمه واگذاريم.
٢- حمل آنها بر تقيه چون موافق روايات عامه و مذاهب اشاعره و جبريهاند كه اكثر آنانند.
٣- اينها كنايه از اين است كه خدا مىدانسته هر دستهاى به چه سرانجامى رسند زيرا خداوند سبحان هنگام آفرينش نوع انسان مىدانست كه هر كدام چه سرانجامى دارند و اين بدان ماند كه هر كدام را از سرشت جدائى آفريده.
٤- اين اخبار كنايه از اختلاف آمادگى و قابليت افراد بشر است و اين حقيقى است روشن كه نمىتوان آن را انكار كرد زيرا هيچ خردمندى نپذيرد كه پيغمبر و ابو جهل يكسان بودند در استعداد و قابليت و اين مستلزم سقوط تكليف نيست زيرا خداوند به پيغمبر در خورِ استعداد و آمادگى او تكليف كرده است و او را مأمور تحصيل كمالاتى و تحمل رياضاتى ساخته كه احدى را بدان مكلف نكرده است و به او جهل هم در خور استعدادِ او تكليف كرده است و او را نسبت به هيچ گونه شر و فسادى مجبور نساخته.
٥- خدا در عالم پيش از آفرينش پيكر همه مردم را آزموده و هر