ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٦٠
از مجلسى (ره)- در بعضى نسخهها «الا ترى» به صيغه استفهام است، و «تفرط» از افراط است يا تفريط و بنا بر اول ظاهر اين است كه مىفرمايد: تو تا آنجا كه در باره ما اعتقاد دارى در فضل ما از حد تجاوز نكرده و راه مبالغه نرفتهاى زيرا تو تا هر اندازه در وصف ما و تعظيم و مدح ما مبالغه كنى باز هم مقصرى و گمان مبر كه افراط تو در امر ما تو را از تشيع بيرون برده بلكه دليل بر تشيع تو است، در اينجا چون جا دارد كسى اعتراض كند كه افراط و مبالغه مذموم است، براى جواب آن آغاز سخن كرده و فرموده: به هر چه آنها را ستايند كمتر از مقام حقيقى آنها است و آنان را قدردانى نتوانند كرد چنانچه خدا، را بلكه شما را معرفت مقام مؤمن هم ممكن نيست تا برسد به معرفت قدر ماها. از مجلسى (ره)- اين روايت را در ثواب الاعمال مبسوطتر نقل كرده و باكى نيست كه آن را نقل كنيم، به سند ديگر از اسحق چنين روايت كرده كه گويد: من در كوفه بودم و بسيارى از برادران مذهبى نزد من مىآمدند و من ترسيدم كه به مذهب خود (يعنى به تشيع) مشهور گردم و به غلام خودم دستور دادم هر كه آمد و مرا خواست بگو در خانه نيست و همان سال به حج رفتم و خدمت امام صادق (ع) رسيدم الخ. خدا در پس هفت پرده است، بيان نهايت لطافت ذاتِ الهى است. حجاب كنايه از مقام لطافت وجود است كه به واسطه آن ديده نشود، محجوب بودن خدا از ديده بندهها به همان معنى لطافت او است چنانچه هوا و هيدروژن و الكتريسيته و مانند آنها هم كه مادى هستند به واسطه لطافت ديده نشوند، و اين عبارت بيان ناديدنى بودن خدا و بيان صفت نامرئى بودن او است بىنهايت و از اين معنى به هفت پرده تعبير شده است، و معنى اين است كه خدا در پس هفت پرده است «احتجب بسبع حجابات» و به تعبير ديگر، قوه هفتم لطافت است كه اگر آن را بخواهيم درجه بندى كنيم مثلًا: ١- هوا ٢- اجزاء