ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٥١ - باب مذاكره برادران
صادق (ع) وارد شدم و دست او را گرفتم و بوسيدم، فرمود:
أما اين نشايد جز براى پيغمبر يا وصىّ پيغمبر.
٤- از يونس بن يعقوب گويد: به امام صادق (ع) گفتم:
دستت را بده ببوسم و به من داد، گفتم: قربانت سرت را و چنان كرد و من آن را بوسيدم. گفتم: قربانت، پايت را، پس فرمود:
سوگند خوردم، سوگند خوردم، سوگند خوردم (تو را قسم مىدهم كه بگذرى خ ل) (من قسمت كردم و بوسه پا را به خلفاء جور گذاشتم خ ل) تو قسم خوردى كه پا را هم ببوسى؟ خ ل) (تو قسم خوردى پا را هم ببوسى و آن باقيمانده؟ پس ببوس خ ل) تا سه بار، چيزى مانده، چيزى مانده، چيزى مانده.
٥- از على بن جعفر از أبى الحسن (ع) فرمود:
هر كه خويشى را براى رحم ببوسد چيزى بر او نيست؛ بوسه برادر بر گونه است و بوسه امام ميان دو چشمِ او است.
٦- از امام صادق (ع) فرمود:
بوسه بر لب نباشد جز براى همسر يا فرزند خردسال.
باب مذاكره برادران
١- از على بن أبى حمزه گويد: شنيدم امام صادق (ع) مىفرمود: