ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٢١
كه برسد از طرف پيغمبر (ص) چيزى از ثواب و آن را به كار بندد آن اجر را دارد و اگر چه رسول خدا (ص) نگفته باشد آن را و عامه هم آن را به سندهائى از رسول خدا (ص) روايت كردهاند و بعيد نيست از متواترات باشد و عمل به اخبار ضعيفه مستند به اين اخبار مستفيضه است كه دلالت بر جواز عمل و ترتب ثواب دارند و با اين حال در اين مورد اعتراضاتى است:
١)- مضمون اين روايات مخصوص است به جايى كه ثواب براى عمل ذكر شده و شامل غير آن نيست با اينكه فقهاء در اخبار استحباب و كراهت عارى از ذكر ثواب هم عمل كردهاند.
جواب، اين است كه بيان حكم ابلاغ ثواب است به طور اجمال و اگر چه خصوص آن معين نشده باشد و اين جواب خالى از اشكال نيست.
٢)- خبر دال بر وجوب هم دلالت بر ثواب دارد، چرا آنها را مخصوص به مستحبات كردهاند.
جواب، مضمون اين اخبار همان ترتب ثواب است بر عمل، نه ترتب عقاب بر ترك و اين معنى بيش از استحباب را نمىرساند و شامل واجب نمىشود، تا آنكه گويد:
شيخ بهائى قدس سره گفته است كه: ممكن است مقصود از شنيدن ثواب، مطلق رسيدن به او باشد، خواه به عنوان روايت و يا فتوى يا مذاكره يا مانند آنها مثل اينكه آن را در كتاب حديث يا فقه بيند و مؤيد اين تعميم است كه در حديث از امام صادق رسيده است كه: به هر كه چيزى از ثواب برسد، و ممكن است مقصود خصوصِ شنيدن از كلام راوى يا فتوى دهنده باشد چون شايع و معمول در زمان سابق همين بوده است. از مجلسى (ره)- محقق طوسى قدس سره گويد: صبر خوددارى از بيتابى است در ناگوارى و آن درون را از پريشانى نگه دارد و زبان را از شكايت و زارى و اعضاء را از حركت بر خلاف عادت، انتهى.