ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧١٣
سپس راضى باشد به هر آنچه كرده است و با اين حال سعى و كوشش هم در كار خود بكند و كارهاى خود را شرط و زمينه تخصيص قدرت خدا بداند بدان چه براى او مىكند، و اينجا ظاهر مىشود معنى:
لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين. از مجلسى (ره)- «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقامٍ» ابن عامر و نافع، ميمِ مقام را مضمون خواندهاند يعنى اقامتگاهِ «امين» يعنى آسودهاند از تغييرات، و آسودهاند از شيطان و غمها، بيضاوى گفته: آسودهاند از آفت و نقل مكان، انتهى.
من گويم، اكثر مفسران آن را به مقام آخرت تفسير كردهاند و ظاهر روايت آسودگى در دنيا است، و ممكن است مقصود هر دو باشد و خبر هم با آن منافى نيست، و شايد مراد آسودگى آنها است از ضلالت و سرگردانى فتن در دنيا و از همه آفات عقوبات در آخرت، و بر اين معنى حمل شود قول خدا سبحانه (٦٢ سوره يونس): «هلا دوستان خدا ترسى بر آنان نيست و نه غمنده شوند، زيرا ترس از گمراهى بر آنها نيست و غمى از مصائب دنيا ندارند زيرا مىدانند كه خوش عاقبت هستند». از مجلسى (ره)- «الأعاجيب» جمع اعجوبه است و آن چيزى است كه حسن يا قبحش تو را به عجب آورد، و در اينجا مقصود اولى است و دلالت دارد بر اينكه خوب است خوف و رجاء هر دو به حد كمال باشند و با هم منافاتى ندارند، زيرا ملاحظه وسعت رحمت خدا و غنا وجودش و لطف او به بندههايش مايه اميد است و توجه به سختى عذابش و تهديداتى كه به بندههاى گنهكارش كرده مايه ترس و بيم است با اينكه سبب ترس به نقص عبد و تقصير و بد كردارى و قصور او از قرب و وصال بر گردد و از فرو رفتن او در آنچه موجب خسران و وبال است و اسباب اميدوارى برگردد به لطف و رحمت خدا و عفو او و آمرزش و وفور احسان حضرت او و هر دو در نهايت كمال