ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧١٢
به سوى ابن الزبير گسيل داشت و در مكه بر سرِ او تاخت و خانه كعبه را به منجنيق بست و به او پيروز شد و او را كشت و حجاج سرِ او را بريد وارونه بر دار آويخت و سپس آن را فرود آورد و در گورستانِ يهود به خاك سپرد، خلافت او در حجاز و عراق ٩ سال و ٢٢ روز شد و ٧٣ يا ٢ سال عمر كرد و بعضى هم ٧٠ سال گفتهاند، مادرش اسماء دختر ابى بكر بود.
من گويم، ظاهر اين است كه ترس آن حضرت از ابن الزبير بوده نسبت به خود و شيعهاش، و ممكن است كه ترس او از حجاج و ديگران بوده است.
فرق ميان دعا و سؤال اين است كه: دعا براى دفع زيان است، و سؤال براى جلب نفع.
ظاهر اين است كه اين مردى كه با امام سخن گفته است، يا فرشتهاى بوده كه به امر خدا به صورت آدمى در آمده يا مژده بخش بوده چون خضر و الياس. از مجلسى (ره)- اين حديث در بيان اين است كه بىنيازى و عزت ملازمِ با توكلند، زيرا شخص با توكل بر خدا اعتماد دارد و به مخلوق پناه نبرد و از خوارى طلب نجات يابد و از مردم مستغنى گردد زيرا مقصود از غنا در اينجا بىنيازى نفس است نه توانگرى به ثروت و مال يا اينكه خداى سبحان او را از آنها در حال مستغنى سازد، و بدان كه معنى توكل اين نيست كه از كوشيدن براى امور لازم دست كشد و از حوادث بكلى حذر نكند بلكه بايد به اسباب عادى توسل جويد ولى حرص و مبالغه نورزد و بر كار و كوشش خود هم اعتماد كلى نكند بلكه نظرِ او به خدا باشد.
محقق طوسى (ره) در اوصاف الاشراف گفته است: مراد از توكل اين است كه: بنده، هر عملى كند به خدا واگذارد براى اينكه مىداند خدا از او تواناتر و نيرومندتر است و آنچه بر او قدرت دارد بهتر و كاملتر انجام مىدهد