ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧١٠
ديگر است و در اين علت گوئى ابهامى است، و وجوهى دارد:
١- اينكه وعده خدا راست است و شما هم به وظائف خود عمل كردى و داراى مقام عصمتى و جاى نگرانى نيست و اين منافات ندارد كه ديگران بايد غم آخرت داشته باشند.
٢- غم براى امرى است كه چاره ندارد و در اينجا چاره موجود است و آن عمل طبق دستورهاى خدا و اطمينان به وعدههاى خدا است.
٣- حزن حضرت عميق بوده است و اين منافات ندارد با حسن حزن معتدل نسبت به آخرت.
«و ما فيه الناس» يعنى اضطراب عموم مردم يا خصوص شيعه زيرا عبد اللَّه بن زبير از آنها انتقام جنگ جمل را مىكشيد و او دشمنترين مردم بود نسبت به اهلِ بيت و او سبب انحراف زبير از امير المؤمنين شد كه فرمود:
هميشه زبير با ما خاندان بود تا جوجه او بزرگ و مانع شد، و مشهور اين است كه پس از شهادت امام حسين هفت روز از رجب مانده سال ٦٤ در روزگار يزيد با او به خلافت بيعت شد و گفتهاند: چون حسين (ع) در سال ٦٤ هجرت شهيد شد، ابن زبير در مكه مردم را به پيروى خود خواند و از يزيد بدگوئى كرد و او را به فسق و گناه و مى خوارى ستود و مردمِ تهامه و حجاز با او بيعت كردند و چون خبر به يزيد رسيد حصين بن نمير و روح بن زنباع را خواست و با هر كدام لشكرى پيوست و مسلم بن عقبه را فرمانده كل قوا ساخت و چون وداع كرد، به مسلم چنين سفارش كرد:
اى مسلم، هر چه اهل شام براى دشمن خود خواستند، جلو آنها را مگير و از راه مدينه برو و اگر با تو جنگيدند با آنها بجنگ، و اگر بر آنها پيروز شدى سه روز شهر مدينه را بر لشكر حلال كن.
مسلم آمد به مدينه و در حره منزل كرد و اهل مدينه در برابر او بيرون شدند و قشون پياده كردند و فرمانده آنان عبد اللَّه بن حنظله راهب بود كه