ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٧١
چنين گفت كه: هر كه نفسى را به گمراهى بميراند بىاينكه قتل نفسى هم در ظاهر كند يا فساد در زمين نمايد، عقاب كسى را دارد كه همه مردم را كشته باشد، پايان نقل از مجلسى (ره).
من گويم، پارهاى از آيات قرآن ضرب المثل است و به اعتبار يك مفهوم كلى موارد تطبيق بسيارى دارد جز همان معناى لفظ و حكم مستفاد از ظاهر آن، و در مفهومگيرى براى ضرب المثل لازم نيست كه همه خصوصيات مورد ملاحظه گردد و در آن گنجانيده شود و مفهوم كلى و مثل سائر مستفاد از آيه همان عظمت مجازات قتل نفس و عظمت ثواب و اثر سودمند احياء نفس است و لازم نيست كه اين استثناء وارد در آيه هم در همه جا تطبيق شود چنانچه در امثال سائره هم چنين است. اختلاف روش حمران روى وضع پيش آمدهاى محيط بوده است و چون در بدو تشكيل دولت بنى عباس آزادى وجود داشته، حمران وظيفه تبليغ را انجام مىداده ولى پس از تسلط كامل منصور عباسى از مردم خرده خرده سلب آزادى شد و ديگر تبليغ علنى و صريح ميسر نبوده است و گويا حمران با همين بيان خود از سلب آزادى و فشار حكومت جور و بسط دامنه جاسوسى نزد امام (ع) گله مىكند زيرا حكومت ستم كار براى استقرار خود به هر شكل و لباس جاسوسانى مىگمارد و ديگر اطمينان اظهار حق و حقيقت از ميان مردم برداشته مىشود، حمران در اين تنگناى جاسوسان حكومت منصور اطمينان ندارد كه در گوشه و كنار هم با يكى و دو تا وارد بحث مذهب و رهبرى مردم به امام بر حق شود، امام در پاسخ او و براى تسليت خاطرش مىفرمايد: اكنون بايد كار مردم را به خدا واگذاشت و او است كه مىتواند به هر وسيله روزنه هدايت را به روى اهلش بگشايد ولى باز هم به كلى نبايد دست از كار كشيد و به اندازه امكان بايد كسانى را كه آمادگى آنها براى پذيرفتن حق معلوم شود با اشاره و كنايه به راه حق دعوت كرد و رشته