ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٧٣
مىرسد به خوبى درك نمىكنند ولى با اين حال همان عوام ساده هم خوش سريرت و خوش باطن و خير جو دارند، و بد سريرت و بد طينت دارند و چون حق و باطل به آنها عرضه مىشود از نظر شعور نهانى خود در باره آن قضاوت مىكنند حق براى دسته اول دل پذير است و باطل مورد نفرت و انكار و براى دسته دوم برعكس است. از مجلسى (ره)- مقصود مؤمن آل فرعون است كه بر خدا توكل كرد و كار خود را به او واگذاشت، وقتى فرعون قصد كشتن او كرد براى اظهار ايمان به موسى و پند دادن به فرعونيان و دعوت آنها به ايمان و گفت:
من كار خود را به خدا واگذارم، زيرا خدا به بندهها بينا است «و خدا او را از بدىهاى آنچه نيرنگ كردند نگه داشت» يعنى از بدىهاى مكر آنها محفوظ نمود، پارهاى مفسران گفتهاند به همراه موسى از دريا گذشت، و گفته شده كه فرعون آهنگ كشتن او كرد، او به كوه گريخت و فرعون دو كس به دنبال او فرستاد و ديدند او به نماز مشغول است و وحوش گرد او صف بستهاند و آن دو تن برگشتند و گريختند و اين خبر هر دو قول را رد كرده و قول كسى كه گفته ضمير به موسى بر مىگردد هم رد كرده و دلالت دارد كه او را كشتند. از مجلسى (ره)- آيه در سوره قصص چنين است: «آن كسانى كه كتاب به آنها داديم پيش از او آنها بدو مىگروند» طبرسى گفته است: يعنى كسانى كه پيش از محمد داراى كتاب دينى باشند به او مىگروند زيرا وصف او را در تورات خواندهاند. و بعضى گفتهاند: يعنى آنها كه پيش از قرآن كتابى داشتند آنها به قرآن هم مىگروند و مقصود از كتاب سابق تورات و انجيل است «و چون قرآن به آنها خوانده شود گويند ما به آن ايمان داريم، راستى كه آن درست و از پروردگار ما است، به راستى كه ما پيش از آن مسلمان بوديم» و سپس خدا از آنها تمجيد كرده و فرموده: «آنان دو بار مزد بگيرند براى اينكه صبر كردند» گفته است (ره): يك بار براى دين دارى خود