ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٣١ - باب در اينكه ايمان به همه اعضاء تن، پخش است
زبانش كه گويا به قرآن گردد و گواه او باشد بدان (در اينجا نزديك دو سطر از عبارت حديث كه در حديث اول گذشت، افتاده و ممكن است به زور اين عبارت را درست دانست، از مجلسى ره) و دو چشمش كه با آنها بيند و دو گوشش كه با آنها شنود و فرض شده است بر دل جز آنچه فرض شده است بر زبان و فرض است بر زبان جز آنچه فرض است بر دو چشم و فرض است بر دو چشم جز آنچه فرض است بر گوش و فرض است بر گوش جز آنچه فرض است بر دو دست و فرض است بر دو دست جز آنچه فرض است بر دو پا و فرض است بر دو پا جز آنچه فرض است بر فرج و فرض است بر فرج جز آنچه فرض است بر چهره، اما آنچه از ايمان كه بر دل فرض است اقرار است و معرفت و تصديق و تسليم و عهدهدارى و رضايت به اين كه نيست شايسته ستايش جز خدا، يگانه است و شريك ندارد، يكتا است، بىنياز است همسرى و فرزندى نگرفته است و به اين كه محمد (ص) بنده و رسول او است.
٨- حفص بن خارجه گويد: شنيدم امام صادق (ع) مىفرمود (در پاسخ اين كه مردى از او در باره گفتار مرجئه نسبت به معنى كفر و ايمان پرسيده بود و گفته بود: آنها بر ما حجت مياورند و مىگويند: چنانچه كسى كه نزد ما كافر است نزد خدا هم كافر است، پس كسى كه به حكم اقرارش ما او را مؤمن بدانيم نزد خدا هم بايد مؤمن باشد) امام در پاسخ فرمود: سبحان الله چگونه اين دو يكسانند؟ كفر به اعتراف خود بنده محقق شود و پس از اعتراف او به كفر، بيّنه و گواهى از او نخواهند، ولى ايمان دعوى او است كه ثابت نشود جز با بينه و دليل و بينه او كردار و نيت با اقرار موافق