ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧١٧
مطلع مىشوند و البته چون شهوت جنسى بر مزاج نوع مردان و زنان از همه اقسام شهوات عمومىتر و مسلطتر است، اگر كسى پارسا شد و از اين ورطه شهوت جنسى درست گذشت و در آنجا بر نفس خود تسلط يافت و انديشه خود را مهار كرده، چشم و ديدههاى خود را نگه داشت و به هيچ وجه خود را در اينجا از دست نداد و گام از حد بيرون ننهاد نسبت به محرمات ديگر بهتر موفق است و ترك آنها بر او آسانتر است. عفت، يك روحيه پاك خوددارى است در برابر هوس و هواى دل و در موضوع شكم و فرج داراى اهميت است از دو نظر:
١- اينكه شهوت دلخواه خوراك و همخوابه عمومىترين موضوعى است كه همه افراد از زن و مرد بدان گرفتارند و براى آنها حد و اندازهاى نيست و هر كس دنبال شكمخوارگى رفت و هر چه دلش ديد خواست و در مقام تهيه آن بر آمد و يا اينكه دنبال كاميابى و نظاره زنان افتاد تا سرش به سنگ گور نخورد از كار خود باز نايستد و براى او جلوگيرى نباشد.
٢- اينكه شكمخوارگى و زنبارگى در محيط اجتماع با حقوق همه مردمى كه در راه زندگى هر فرد واقعند سر و كار دارد و اگر كسى دنبال هوس ارضاء شكم و اقناع چشم و دلِ خود افتاد بناچار به حقوق بسيارى از مردم دستاندازى مىكند و بسا مفاسد كمرشكن و پرماجرائى پديدار مىسازد. از مجلسى (ره)- «إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ» چون پذيرائى از مهمان و صله رحم و دادرسى از گرفتار و جز آنها آن را هباء منثور كرديم يعنى از آن اثرى نماند، هباء گردى است كه در پرتو آفتاب طالع از روزنه خانه ديده شود. اين دلالت دارد بر حبط طاعت به واسطه فسق و معصيت و برخى مفسران فسق و گناه طاعت بر را مخصوص به كفر دانستهاند و در اين سخنى نيست و در اينجا ما مجملى از معانى حبط و تكفير و اختلاف در آن را يادآور شويم.