ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٦٨
اينكه زشتى و قبح آن به واسطه مضرت و زيانى است كه بر آن مترتب مىشود، در اين شكى نيست كه دروغ و خلاف گفتن در بسيارى از موارد مايه ضرر و زيان فراوانى است و بسا كه مايه و پايه از ميان رفتن جان و مال و آبروى مردم مىشود ولى در مواردى هم ضررى بر آن مترتب نيست مانند افسانههاى دروغ مثلا ولى اگر بنا باشد دروغ در موارد بىضرر تجويز شود و شهرت يابد بسا كه قبح آن كاسته شود و مردم بدان عادت كنند و در نتيجه كم كم به موارد ضرر هم سرايت كند و اگر بنا باشد كه براى ضررهاى مهمى كه از دروغ برخيزند و بسا نظم زندگى فرد و اجتماع را مختل سازند احتراز شود بايد راه آن به كلى بسته گردد و مطلقاً جائز و روا شمرده نشود و مىتوان گفت دروغ در ذات خود قبيح و زشت است نه براى آن كه مايه ضرر است زيرا دروغ، كشتنِ حقيقت و پرده كشيدن روى واقع است و چنانچه آدم كشى در ذات خود قبيح و زشت است حق كشى و حقيقت كشى هم در ذات خود قبيح و زشت است و خود يك زيان معنوى است و نبايد براى زشتى دروغ دنبال زيان ديگرى جز همان ذات دروغ رفت زيرا هر زيانى به يك سلب حق و حقيقتى بر مىگردد و دروغ در ذات خود سلب و محو حق و حقيقت است گرچه در پارهاى موارد مايه سلب حق و حقيقت ديگر هم مىشود.
آرى، بسا باشد كه اين سلب حق و حقيقت با سلب حق و حقيقت مهمترى معارض گردد و در اينجا بايد زيان كمتر را در نظر گرفت و بنا بر اين هر دروغ و خلافگوئى حرام و زشت است ولى اگر ترك آن موجب ارتكاب امر زشتتر و حرام ترى گردد بناچار بايد براى گريز از ارتكاب آن مرتكب دروغ گرديد از باب دفع افسد به فاسد.
٢- مقصود از جمله «مصلح كاذب نيست» تجويز دروغ در مقام اصلاح نيست بلكه بيان روحيه عالى و پاك شخص مصلح و تبرئه او است از بيان خلاف واقع نسبت به طرفينِ اختلاف زيرا در مورد اختلاف و نزاع هميشه