ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٠٣ - باب نكوهش دنيا و بيان زهد در دنيا
مثل آزمند به دنيا چون كرم ابريشم است هر آنچه بيشتر بر خود بتند ديرتر تواند از آن برآيد تا از غم بميرد، گويد: امام صادق (ع) فرمود: در آنچه لقمان پسرش را پند داد اين بود كه: اى پسر جان، به راستى مردم پيش از تو براى فرزندان خود گرد آوردند نه آنچه گرد آوردند به جا ماند و نه آنكه برايش گرد آوردند و همانا تو بنده مزدورى باشى كه به كارى گمارده شدى و مزدى بر آن نويد داده شدى كارت را به پايان رسان و مزدت را دريافت كن و در اين دنيا چون گوسپندى مباش كه در كشتزار سبزى افتد و بخورد تا فربه شود و مرگش در فربهى او فرا رسد ولى دنيا را چون پلى دار كه بر چوئى است و از آن بگذرى و آن را وانهى و تا پايان روزگار بدان برنگردى، آن را ويران كن و آباد مساز كه تو فرمان ندارى آبادش كنى.
و بدان تو فردا كه برابر خدا عز و جل بازداشته شوى محققاً از چهار چيز باز خواست شوى: جوانيت كه در چه برگزار كردى؟
عمرت كه در چه به سر بردى؟ دارائيت كه از كجا آوردى و به كجا هزينه كردى؟ براى آن آماده باش و پاسخى برايش فراهم ساز، افسوس مخور بدان چه كه از دنيايت از دست رفت زيرا اندك از دنيا نپايد و بيش از آن آسودگى از گرفتارى را نشايد بر حذر باش و در كار خود بكوش، پرده از رخ برافكن و در بخشش پروردگارت در آويز، در دلت بازگشت به خدا را تازهدار، در فراغت خود بشتاب پيش از آنكه آهنگ تو شود و مرگت در رسد و ميان تو و آنچه خواهى پرده افتد.