ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٩٧ - باب نكوهش دنيا و بيان زهد در دنيا
ريزند و به پروردگارشان پناه برند و در آزاد شدن خود بكوشند و اما روز بردباران، دانشمندان، نيكان و متّقيان باشند گويا چوبه تيرى هستند كه ترس از خدا آنها را سر تا پا تراشيده و لاغر و نزار كرده از پرستش و عبادت، بيننده بدانها نگرد و گويد: بيمارانند و آن مردم را بيمارى نيست يا گويند: ديوانهاند؟ محققاً هراس بزرگى از ياد دوزخ و آنچه در آن است در نهاد آنها آميخته شد.
١٦- از جابر، گويد: نزد امام باقر (ع) رفتم، فرمود:
اى جابر، به خدا من غمندهام و به راستى من دلم مشغول است، گفتم: قربانت، چه گرفتارى دارى و چه غمى در دل دارى؟
فرمود: اى جابر، هر كه در دلش صافى خالص دين خدا در آمد دلش از آنچه جز آن است منصرف گردد، اى جابر، دنيا چيست؟ اميد دارى دنيا چه باشد و به كجا برسد؟ آيا دنيا جز خوراكى است كه خوردى، يا جامهاى كه پوشيدى، يا زنى كه بدان رسيدى؟
اى جابر، به راستى مؤمنان به دنيا دل ننهادند كه در آن بپايند و از ورود خود به آخرت هم خاطر جمعى و امان ندارند، اى جابر، آخرت خانه زيستن است و دنيا خانه رخت بر بستن و نابودى، ولى دنياداران به غفلت اندرند و گويا همان مردم با ايمانند كه فقيه و با فهم و اهل انديشه و عبرتند، آنچه به گوش شنوند آنها را از ياد خدا عز و جل كر نكند و آنچه از زيور و آرايش دنيا به چشم خود بينند، آنان را كور نسازد و به ثواب آخرت رسند چنانچه بدين مقام از دانش و علم كامياب شدند.
اى جابر، بدان كه اهل تقوى كم هزينه ترين اهل دنيايند