ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٧١ - باب صبر
صبر كردند بر آنچه تكذيب شدند و آزار كشيدند تا يارى ما براى آنها رسيد» پس پيغمبر خود را به صبر و شكيبائى گرفت و آنها از حد گذشتند و خدا تبارك و تعالى را به زبان آوردند و او را تكذيب كردند، پيغمبر فرمود: من برخوردم و خاندانم و آبرويم، صبر كردم و بر معبود خود صبر نتوانم، خدا عز و جل بر او فرو فرستاد (٣٨ سوره ق): «و محققاً آفريدم آسمانها و زمين را و آنچه در ميان آنها است در شش روز و هيچ خستگى به ما نرسيد، تو صبر كن به هر آنچه مىگويند» و پيغمبر در هر حال صبر كرد تا مژده عترت ائمه وى را به او دادند و آنها را هم توصيف به صبر كردند و خدا جل ثنائه فرمود (٢٤ سوره سجده): «و آنها را ائمه ساختيم كه به امر ما رهبرى مىكنند چون صبر كردند و بودند كه به آيات ما يقين داشتند» در اينجا پيغمبر فرمود:
صبر از ايمان چون سر است از تن و خدا عز و جل از او قدردانى كرد و فرو فرستاد (١٣٦ سوره اعراف): «عملى شد بهترين فرمايش پروردگارت براى بنى اسرائيل به واسطه آنچه كه صبر كردند و واژگون كرديم آنچه را فرعون و قومش مىساختند و آنچه را از دستگاه خود مىگستردند- يعنى از درخت و باغ و ساختمان كه به وجود مىآوردند-» رسول خدا (ص) فرمود: اين مژده و انتقام است و خدا عز و جل براى او نبرد با مشركان را مباح كرد و فرو فرستاد (٦ سوره توبه): «بكشيد مشركان را هر كجا يافتيدشان و بگيريدشان و محاصرهشان كنيد و به هر كمين گاهى بر سر راهشان بنشنيد» (١٩١ سوره بقره): «بكشيد آنها را هرجا برخورديد و بر آنها دست يافتيد» خدا آنها را به دست رسول خدا (ص) و دوستانش كشت و ثواب صبرش را براى او مقرر داشت با آنچه در آخرت برايش ذخيره كرد، هر كه صبر كند و تقرب به خدا خواهد، از دنيا نرود تا خدا ديده او را در باره دشمنانش روشن كند