ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٥٥
فضيل در يك مجلس حديث را از امام شنيده و از نقصان آن تعجب كرده است.
و لا يحرمه- يعنى او را از بخشش خود محروم نسازد، از مجلسى (ره). از مجلسى (ره)- راه دوم به دست آوردن ايمان را كه از كلمه (امّا) فهميده شود بيان نكرده است زيرا از بيان اين قسم، قسم ديگر ظاهر است و آن فهم ايمان است از طول مصاحبت و معاشرت كه موجب ظن قوى بلكه يقين به ايمان گردد.
و بالجمله از حديث ظاهر شود كه تقيه براى دفع ضرر جائز است نه براى جلب نفع براى اينكه سوء به معنى ضرر است يعنى گرفتار قومى شده كه او را ضررمند كنند و ظاهر به معنى غالب است يعنى حكومت به دست آنها است و غلبه دارند، و شرط جواز تقيه اين است كه موجب فساد در دين نشود و مانند كشتن پيغمبر يا امام يا از ميان رفتن دين به طور كلى، چنانچه امام حسين (ع) تقيه نكرد چون مىدانست كه اگر تقيه كند و تسليم حكم يزيد شود، دين به كلى از ميان مىرود و نابود مىشود پس تقيه تا آنجا است كه سبب فساد و تباهى دين نگردد مانند تقيه در شستن پاها بجاى مسح يا پارهاى از احكام نماز و غيره كه موجب از ميان رفتن اين حكم به طور كلى نشود، و من نديدم كسى اين تفصيل را صريحاً گفته باشد و بسا كه تقيه در باره قتل نفس هم را در اين جمله وارد كردهاند ولى مورد تأمل است، و ممكن است مقصود از اين كه تقيه موجب فساد در دين گردد اين باشد كه سرايت به عقائد قلبيه كند يا تقيه بيجا كند، و بدان كه ظاهر اين حديث اين است كه بموجب ثبوت تشيع برادرى و اداى حقوق واجب گردد و گفتهاند كه اين موضوع هم به طور اطلاق مشكل است زيرا مايه عسر و حرج است مگر اينكه تشيع مخصوص به مؤمن كامل باشد كه شروط آن در اخبار صفات مؤمن وارد است.