ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦١٦ - ٢ - حقيقت بداء از نظر تعليمات شرع و نظر مذهبى
اين موضوع در احكام كه امرى است انشائى و اعتبارى قابل تحقق است ولى در امورى كه وجود خارجى دارد قابل تحقق نيست مگر به اعتبار اخبار از آنكه مثلا خبر دهد كه اين امر در فلان روز وجود پيدا مىكند و بعد خبر دهد كه وجود پيدا نمىكند و اين هم مستلزم كذب است و فرض مصلحت در كذب از طرف خدا بسيار مستبعد است.
اينها مشكلاتى است كه موضوع بداء را بسيار بغرنج كرده و مورد اختلاف شديدى ساخته است، ملا صدراى شيرازى در شرح خود گويد: بدان كه مسأله بداء از مسائل پيچيده الهيه و مشكلات معارف ربانيه است. تا اينكه مىگويد: علماى سنى اعتقاد بدان را مانند اعتقاد به تقيه از مطاعن شيعه شمردهاند. و محقق طوسى با آن دقت نظر در مقام جواب كلام فخر رازى در نقد المحصل خود ناگزير شده بداء را انكار كند و روايت آن را ضعيف شمارد و بعد از بيان توجيهات دانشمندان شيعه براى بداء، نظريه شيخ صدوق و ابن اثير را نقل كرده و سپس نظريه استاد خود مير داماد را به اين تقرير بطور خلاصه:
بداء در تكوين چون نسخ است در تشريح و بداء نسخ تكوينى است و نسخ بداء تشريعى ولى بداء در مورد ذيل نيست:
١- در مقام قضاء و حاق ذات حق.
٢- در جناب قدس حق و مفارقات محضه از ملائكه قديسين.
٣- در متن دهرى كه ظرف مطلق حصول قار و ثبات بات و وعاء كل عالم هستى است.
بداء فقط در مقام قدر و امتداد زمانى است كه افق گذشت و تجدد و تدريج و تعاقب است و نسبت به كائنات زمانيه و كسى كه در مكان و زمان و اقليم ماده و طبيعت است، و چنانچه حقيقت تشريع سر آمدن حكم تشريعى است و انقطاع استمرار آن نه به برداشتن آن از متن واقع همچنان حقيقت