ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٦٧ - ٣ - قابليت حركت
و حكمت و حيات و سائر مظاهر هستى ممكنات ناگزير شدند كه معترف شوند خدا كه مبدأ پيدايش همه اين كمالات است خود هم بايد واجد آنها باشد ولى چگونه مبدأ واحد به همه اين اوصاف كماليه متصف است، بحث در صفات از عميقترين بحث فلسفه قديم است و از نظر تطبيق اين سه اصل:
١- مبدأ جز يكى نباشد.
٢- تعداد قدماء محال است.
٣- هر كمال وجودى در ممكن بايد از مبدأ افاضه شده باشد.
معتقد شدند كه صفات كماليه الهى عين ذات است و در حقيقت ذات و صفتى نيست بلكه وجود يگانهاى است كه با وحدت حقه خود منشأ همه اين آثار است و البته درك اين موضوع بسيار مشكل است و در نتيجه جمع كثيرى از متكلمين اسلامى كه فرقه اشاعره باشند زير بار آن نرفته و صفات زائد بر ذات براى خدا معتقد شدند، اين است كه بحث در صفات از مشكلترين مباحث علم الهى و از شاهكارهاى مباحث مذهبى است و چون راوى اين حديث اين موضوع را حضور امام طرح مىكند امام او را به اين بيانى كه كرده است متوجه مىسازد به اهميت موضوع بحث و مىفرمايد از نظر عمومى درك اين موضوع مشكل است و موجب خطر گمراهى و هلاكت است.
در باره مراتب وجود و ظهور خداوند گفته شده است:
١- مقام ذات بحث كه غيب مطلق است.
٢- ظهور ذات براى خود- مقام احديت و يكتائى.
٣- ظهور ذات در مقام صفات- مقام واحديت و يگانگى.
٤- مقام ظهور حق در افعال خود- مقام فعال مطلق اينها مراتبى است كه از نظر فلسفه و عرفان براى تشريح مقامات هستى بافتهاند و گفتهاند و در اطراف هر كدام كتابها و فسانهها دارند.