ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٥ - كتاب عقل و جهل
نيست، آن ديگر سرا است كه بهتر است براى كسانى كه پرهيزكارند، آيا تعقل نكنيد».
اى هشام سپس آنان كه از كيفرش بيم تعقل نكنند ترسانيده و فرموده است (١٣٨ سوره ٣٧): «سپس ديگران را سرنگون كرديم و محققاً شما در روشنى صبح به آنها گذر كنيد و هم در شب آيا تعقل نكنيد». و فرمود (٣٥ سوره ٢٩): «بىشك ما فرود آريم بر اهل اين ده عقابى از آسمان به سبب فسقى كه مىكردند و به جاى آن واگذاريم نشانه اى روشن براى مردمى كه تعقل كنند».
اى هشام عقل همراه دانش باشد و فرموده است (٤٣ سوره ٢٩): «اين مثلها را براى مردم مىزنيم و تعقل آنها نكنند جز دانشمندان».
اى هشام پس از آن كسانى كه تعقل نكنند سرزنش كرده و فرموده (١٦٦ سوره ٢): «چون به آنها گفته شود پيروى كنيد از آنچه خدا فرو فرستاده گويند بلكه پيروى كنيم از روش پدران خود مگر نبوده كه پدرانشان نه چيزى فهميدند و نه رهبرى شدند» و فرموده (١٦٦ سوره ٢): «مثل آن كسانى كه كافرند به مانند كسى است كه چون خر، بدان چه شنيده ولى نفهميده دعوت و فرياد كند، كرند، لالند، كورند، و هم تعقل ندارند» و فرموده (٤٣ سوره ١٠): «از آنها باشند كه به تو گوش فرا دارند، آيا تو به كرانى كه تعقل ندارند مىشنوانى». و فرموده (٤٧ سوره ٢٥): «گمان برى كه بيشتر آنها بشنوند و تعقل كنند؟ نيستند آنان جز مانند چهار پايان بلكه گمراهتر». و فرموده (١٥ سوره ٥٩): «با شما دسته جمعى نجنگند مگر از درون ده بار و دار و از پشت ديوارها، جنگ ميان خودشان سخت است، گمان برى باهمند، دلهايشان از هم جداست، اين براى آن است كه تعقل ندارند».