ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٤١ - باب سعادت و خوشبختى و شقاوت و بدبختى
سئوالكننده، احدى از خلق خداى عز و جل به حق و شايستگى نسبت به حكم او قيام نكند و نتواند آن را به درستى درك كند و بسنجد چون خدا بدان حكم صادر كرد به دوستان خود نيروى معرفت بخشيد و از رنج كردار آنها كاست، در عوض حقيقتشناسى آنها، و به نافرمانمنشان نيروى نافرمانى داد به خاطر پيشينه دانش خود در باره آنها و بىتاب كردنشان از پذيرش فرمان خود و بناچار با آنچه در علم خدا گذشته هم آهنگ شدند و نتوانستند وضعى به خود گيرند كه آنها را از عذاب خدا وارهاند، زيرا دانش حق باور كردنى است و تحقق پذيرد و همان است معنى، خواهد هر چه خواهد و همان راز نهان حضرت او است.
٣- امام صادق (ع) فرمود: بسا كه سعادتمندى به راه و روش شقاوتمندان پيش رود تا آنجا كه مردم گويند، وه تا چه اندازه بدانها ماند، آرى از آنها است، و سپس سعادتمندى سابقه او را جبران كند. و بسا كه شقاوت مآبى را به راه و روش نيك بختان سعادتمند برند تا مردم گويند، وه چه اندازه بدانها ماند، آرى او از آنها است، و سپس شقاوت او آنچه از كار خير كرده از ميان ببرد، براستى هر كه سعادتمند نوشته شده اگر از دنيا جز به اندازه آب نوشيدن شترى نماند سرانجام او به سعادت پايان يابد.