ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٨٣ - باب در ابطال رؤيت
رابطه جريان رؤيتى كه در ميان آنها لازم است بايد همانند باشند و اين همان تشبيه خدا است به خلق، زيرا اسباب و شرائط بايد به مسببات خود متصل باشند تا نتيجه مطلوبه بدست آيد.
٥- عبد الله بن سنان از پدرش روايت كرده كه گفت: در خدمت امام باقر (ع) بودم كه مردى از خوارج شرفياب محضرش شد و به او گفت: اى ابو جعفر، چه چيز را مىپرستى؟ فرمود:
خداى تعالى را، گفت: او را ديدى؟ فرمود: بلكه چشمها به ديدار او را نبينند ولى دلها به ايمان درستش در يابند به سنجش شناخته نشود، به حواس درك نگردد، به مردم نماند، به آيات و نشانه وصف شود و به نشانهها شناخته گردد، به خلاف و ستم حكم نكند، آن است خدا، نيست شايسته پرستشى جز او. راوى گويد:
آن مرد بيرون مىرفت و مىگفت: خدا داناتر است كه رسالت خود را كجا مقرر كند.
٦- امام صادق (ع) فرمود: دانشمندى آمد خدمت امير مؤمنان و عرض كرد: اى امير المؤمنين، پروردگارت را گاه پرستش او ديدى؟ گويد: به او فرمود: واى بر تو، من آن نيستم كه خداى نديده را بپرستم، گفت: چگونهاش ديدى؟ فرمود: واى بر تو، چشمها به ديدار عيانى وى نرسند ولى دلها به ايمان درستش دريابند.
٧- عاصم بن حميد گويد: با امام صادق (ع) در باره رؤيت