ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٧٥ - باب نهى از سخن در كيفيت
خوب آن را نگاه كنى پس چنان است كه تو مىگوئى.
٩- فرمود: يك يهودى به نام سبخت خدمت رسول خدا (ص) آمد و گفت: يا رسول الله آمدم نزد شما تا از پروردگارت پرسش كنم، اگر شما لطف فرمائيد به من پاسخ گوئيد از آنچه بپرسم و گر نه برگردم، فرمود: بپرس هر چه خواهى، عرض كرد: پروردگارت كجا است؟ فرمود: او در همه جا است و در هيچ جا محدود نيست، گفت: او چگونه است؟ فرمود: چطور پروردگار خود را به كيفيت وصف كنم با اينكه اصل كيفيت و چگونگى مخلوق او است و خدا متصف به خلقت خود نگردد، گفت: از كجا دانسته شود كه تو پيغمبر خدائى؟ فرمود: هيچ سنگ و چيز ديگرى كه گرد آن حضرت بود نماند جز اينكه به زبان عربى گويا سخن كردند و گفتند: اى سبخت، به راستى او رسول خدا است، سبخت گفت: من تا امروز مطلبى روشنتر از اين نديدم و سپس گفت: اشهد ان لا اله الا الله و اشهد انك رسول الله.
١٠- عبد الرحمن بن عتيك قصير گويد: راجع به چيزى از صفت از امام باقر (ع) پرسش كردم دست به سوى آسمان برداشت و سپس فرمود: برتر است جبار، برتر است جبار، هر كه در مقام فهم و دريافت آنچه براى او در آنجا درست آمده است بر آيد هلاك گردد.