ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٤٧ - باب نوادر يعنى احاديث متفرقه مربوط بموضوع كتاب فضل علم و عالم
٣- بدانى از تو چه خواسته. ٤- بدانى چه چيز ترا از دينت بيرون برد.
١٢- هشام بن سالم گويد: به امام ششم (ع) گفتم: حقّ خدا بر مردم چيست؟ فرمود:
اين است كه آنچه بدانند بگويند و آنچه ندانند دم فروبندند، اگر چنين كنند محققا حقّ خدا را به او پرداختهاند.
١٣- امام صادق (ع) مىفرمود: قدر مردها را به اندازه روايتى كه از ما نقل مىكنند بشناسيد.
١٤- امير المؤمنين (ع) در يك سخنرانى فرمود: ايا مردم بدانيد خردمند نيست كسى كه از گفتار ناحق در باره وى افسرده گردد، و راد نباشد آن كه از ستايش نادان خوشش آيد، مردم فرزندان آن كارند كه خوب انجام دهند و اندازه هر كس همان است كه به خوبى انجام دهد، از دانش سخن كنيد تا اندازه شما هويدا شود.
١٥- عبد اللَّه بن سليمان گويد: در محضر امام باقر (ع) بودم، مردى از اهل بصره نزد آن حضرت بود كه عثمان كورش مى گفتند و آن مرد مىگفت: حسن بصرى معتقد بود كه آن كسانى كه علم را كتمان كنند گند شكمشان اهل دوزخ را آزار دهد، شنيدم