ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٩ - كتاب عقل و جهل
است خرد است، آنچه كه خدايش زيور خلق خود و روشنى بخش آنان ساخته، بوسيله خرد بندگان آفريننده خود را شناسند و دانند كه مخلوقند و هم او مدبر آنها است و آنها در زير تدبير اويند، هم او است پاينده و آنها راه فنا مىسپرند، از پرتو خردشان دليل جويند بر هر آفريده او كه بينند، از آسمان و زمينش از خورشيد و ماهش، از شب و روزش و در يابند كه براى آن آفريدگان و خودشان آفريننده و سرپرستى است كه هميشه بوده و خواهد بود و بوسيله خرد زيبا را از زشت بشناسند و بدانند كه تاريكى در نادانى است و روشنى در دانش، اين است كه خرد بدانها رهنمائى كرده، به او گفتند:
بندگان به همان عقل اكتفاء مىتوانند؟ فرمود: خردمند به دليل عقلى كه خداوند پايه زندگى و زيور برازندگى و رهيابى وى ساخته بداند كه خدا حق است و او است پرورنده وى و بداند كه آفريدگار وى را خوشامدى است و بدآمدى، طاعتى دارد و معصيتى، و تنها خردش نتواند آنها را دريابد و بفهمد كه به اينها نرسد جز به علم و دانشجوئى و از عقل خود بهره نبرد اگر به علم خداپرستى نرسد و خردمند را بايد كه طلب علم كند و ادبى آموزد كه بىآن نتواند بپايد.
ب- حمران و صفوان بن مهران جمال گويند: شنيديم امام صادق (ع) مىفرمود:
ثروتى فراوانتر از خرد نيست و فقرى پستتر از حماقت، در هر كارى فزونتر پشتيبان مشورت است.