ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٢٢ - ٢ - حقيقت بداء از نظر تعليمات شرع و نظر مذهبى
سابق را تعقيب نمىكنيد؟ مىگوئيد: بداء حاصل شده، اگر ساختمان را خراب كنيد و از نو بسازيد و يا قسمتى از آن را تغيير دهيد و بپرسند چرا؟ مى گوئيد: بداء حاصل شده. كلمه بداء در همه اين موارد بجا استعمال شده، اكنون بداء در يك كار بشرى را چنين بايد تجزيه و تحليل كرد كه:
از نظر اصل عمل بداء به حساب مبدأ فاعلى اعمال اختيار و فعاليتى است كه صفت كمال است، زيرا قصور در اعمال اين فعاليت نقص عجز است و جواب شما در برابر هر اعتراضى اين است كه: آقا من اختيار مال خودم را دارم، و از نظر سبب و داعى بر اين فعاليت موارد مختلف است به شرح زير:
١- كمبود وسائل ساختمانى و نيروى مالى.
٢- اشتباه و خطا در نقشه.
٣- مسامحه و سهل انگارى و تلون مزاج.
٤- جهل و نادانى به عواقب ناشيه از عمل ساختمانى كه پس از علم به آن موجب پشيمانى است.
٥- صرف قصد تبديل به احسن، از نظر تبديل وضع محيط.
البته بداء از نظر علت و داعى به حساب مواد ١- ٤ دليل بر نقص است و به اين علل در خدا قابل تحقق نيست ولى مستند به سبب پنجم نقص عيبى در آن نسبت و مانند همان نسخ در احكام است كه به حسب تغيير وضعيت حكم سابق ملغى مىشود و حكم جديدى به جاى آن مىآيد.
پس از توجه به اين مقدمه به اين نكته هم بايد متوجه بود كه كلمه بداء در لغت و عرف به معنى همان ظهور چيز بىسابقه است كه به فارسى مى گويند" رخ داد" و معنى پشيمانى و جهل و نادانى در مفهوم آن نيست و در بعضى موارد به مناسبت و قرينه از آن استفاده مىشود، مىگويد: مىخواستم بروم به شهربانى، يا داشتم مىرفتم و متوجه شدم كه تحت تعقيب هستم و بداء برايم حاصل شد، يا داشتم مىرفتم بازار يادم آمد كه ميهمان دارم و بداء