ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٢١ - ٢ - حقيقت بداء از نظر تعليمات شرع و نظر مذهبى
گويند: خدا جهان را بصورت يك ماشين خودكار ساخته و پرداخته و خود دست از كار كشيده و ديگر فعاليتى ندارد و خدا اين عقيده بيكارى حق را به دست بستن خود تعبير كرده و فرموده: «وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ» يهود گويند: دست خدا بسته است يا دست خدا در كند است.
با توجه به اين دو مطلب، منظور از اثبات بداء نفى اين دو عقيده ناروا است، بداء در باره خدا به اين معنى است كه فاعليت حق نسبت به امور جهان داراى شرائط يك اختيارات كامل است هميشه هست و هميشه به قوت خود باقى است، يكى از شئون اختيار همين است كه فاعل مختار گاهى وارد عملى مىشود و در آستانه انجام آن عمل نظر خود را تغيير مىدهد و باصطلاح نقشه خود را عوض مىكند و گاهى در وسط كار نقشه را عوض مىكند و يا نقشه ديگرى را بر آن تطبيق مىكند و يا آنچه عمل شده از بن مىكند و نقشه تازه را طرح مىكند، مثلا فرض كن شما مىخواهيد يك خانه بسازيد، نقشه آن را در نظر مىگيريد و مقدمات كار را فراهم مىكنيد و بسا مشغول كار هم مىشويد و خانه را تا نتيجه يا بيش و كم مىسازيد، و در اين جريان از روز اول كه انديشه ساختن خانه در خاطر شما مىافتد تا هر زمان مفروضى ممكن است نقشه ديگرى و طرح ديگرى در نظر آيد و ممكن است از انجام آن منصرف شويد، در ضمن ممكن هم هست بواسطه اشتباهاتى كه در نقشه كار يا ساختمان شده در مقام رفع اشتباه بر آئيد و يا اساسا از اقدام به اين كار نادم شده باشيد، در همه اين تقديرات از نيروى اختيار و قدرت اراده شما است كه مىتوانيد عمل را در هر حال متوقف كنيد و يا آنكه نقشه را تغيير بدهيد و يا آنكه هر چه را غلط و نامرغوب ساخته شده است خراب كنيد و دوباره بسازيد، در همه اين موارد كلمه بداء استعمال مىشود، اگر ساختمان را متوقف كرديد و از شما پرسند چرا كار را تمام نمىكنيد؟ صحيح است بگوئيد: بداء حاصل شده، اگر نقشه را تغيير بدهيد و از شما بپرسند چرا نقشه