ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦١٠ - ٣ - قابليت حركت
زيرا هر روز در كار تازهاى است: اين جمله رد بر عقيده يهود است كه گويند: خداوند در ظرف شش روز عالم را چون ماشين خود كارى آفريد، روز يك شنبه آفرينش را آغاز كرد و تا آخر روز جمعه به پايان رسانيد و از روز شنبه آفرينش قطع شد و خدا از كار عالم فراغت داشت و ديگر دست به كارى نزند، خداوند در سوره مائده اين عقيده را به سختى مورد انتقاد قرار داده و مىفرمايد: «وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ» يهود گفتند: خدا دست روى دست گذارده و بيكار است مانند كسى كه غل به هر دو دست دارد، بسته باد دست خود آنها و لعن شوند بدان چه گفتند، بلكه هر دو دست خدا گشوده است و اندر كار است، فاعليت حق در دو زمينه ادامه دارد:
١- حفظ و نگهدارى جهان موجود و افاضه بقاء: بدان كه اگر يك آن فيض هستى از طرف او به عالم نرسد يك باره در كام نيستى سقوط كند.
٢- پديدش موجودات تازه و بىسابقه كه در صدر اين خطبه مباركه بدان اشاره فرموده است و به وجه بليغى فعاليت مداوم حق را ستوده، مى فرمايد: هر روز نقشهاى تازه آورده و از نيروى قدرت خويش ابتكارى اظهار نمايد. وجه، همان سوى هر چيزى است كه با آن برابر شوند و سراسر قسمت جلوى بدن را وجه گويند، و در عرف صورت را از آن فهميدهاند براى اينكه معمولا در برخورد با آن روبرو شوند و روبرو شدن با خدا از نظر توجه به چيزى است كه خدا را بنمايد و مصداق كامل پيغمبر و امامان معصومند كه با گفتار و كردار نماينده خدايند. كلمه" مثانى" اشاره است به دو آيه كه اين كلمه در آنها واقع است:
١- (٨٧ سوره ١٥): «و محققا ما به تو مثانى هفتگانه داديم