ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٥٧ - ٣ - قابليت حركت
ندارد و چنانچه امام (ع) مىفرمايد تشخيص و جدائى آنها در متن واقع و صحنه خارج نيازمند به" فرجه" است.
و با توجه به اين بيان، به خوبى روشن است كه سؤالى كه در اين روايت طرح شده «يلزمك ان ادعيت اثنين» همان متن شبهه ابن كمونه است و جواب درستش هم همان جوابى است كه امام (ع) فرموده و عجب اين است كه از اين نكته غفلت شده و شبهه ابن كمونه بعنوان يك شبهه ابتكارى تلقى شده و جواب درستى هم به آن داده نشده است و مرحوم ملا صدرا در ضمن شرح همين حديث اشارهاى به آن كرده و اعتراف كرده است كه جواب اين شبهه بسيار مشكل است و از طرح جواب به آن طفره رفته است و در وادى فلسفه خود گم شده است.
در اينجا دو موضوع را بايد فهميد:
١- موضوعى كه در حديث ذكر شده «ان ادعيت اثنين» همان متن كامل شبهه ابن كمونه است زيرا تمام صفات خدا از وجوب وجود و كمال ذاتى و تجرد در اينجا مسلّم است فقط بحث از اين است كه يكى است يا دو تا است و به عبارت ديگر معنى سخن اين است كه «اگر مدعى باشى خدا دو تا است يا دو خدا را مبدأ قديم بدانى» و البته خدا يعنى واجب الوجود مبرى از ماده و مكان و زمان، و كامل من جميع الجهات.
٢- شرح استدلال: امام (ع) مىفرمايد: دوئيت در ميان مبدأ با اين خصوصيات هيچ راه تحققى ندارد جز به وجود سومى كه امام از آن به كلمه فرجه تعبير كرده و بسيار بليغ و شيوا ادا شده و من آن را به كلمه رخنه ترجمه كردم، اينجا به هيچ وجه جاى استعمال كلمه مميز و ما به الامتياز و ما به الاشتراك كه شارحان حديث دنبال آن رفتند نيست زيرا همه اين تعبيرات در عالم مفاهيم است و مصاديق آنها صرفا بر موجودات مادى تطبيق مىشود كه وجود محدود و ناقص دارند ولى فرض اين است كه موضوع