ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٥ - كتاب عقل و جهل
٨ سوره ٣): «پروردگارا ما را كج دل مساز پس از آنكه رهبرى كردى و به ما از پيش خود رحمت بخش زيرا توئى تو بسيار بخشنده» چون دانستند كه دلها كج شوند و به كورى و پستى خود برگردند، به راستى از خدا نترسد هر كه تعقل ندارد از توجه به خدا، و هر كه از خدا خردمند نشده دلش بر معرفت پا به جايى كه بدان بينا باشد و دلنشين وى گردد وابسته نشود و كسى بدين سعادت نرسد تا گفتار و كردارش يكى باشد و درونش موافق برونش بود زيرا خداى تبارك اسمه دليلى بر درون ناپيدارى عقل نگماشته جز جلوه ظاهر و گفتار عاقلانه.
اى هشام امير مؤمنان (ع) مىگفت: خدا بوسيله اى بهتر از عقل پرستش نشود و عقل كسى درست نباشد تا چند خصلت در او باشد، كفر و بدى پيرامونش نگردند، رشد و نيكى از او اميد روند، فزون مالش بخشش گردد و گفتار زيادى در او نبود، از دنيا همان قوتى بهره گيرد و تا زنده است از دانش سير نشود، ذلت همراه حق را به از عزت با ناحق داند، تواضع را از اشرافيت دوستتر دارد، احسان اندك از ديگران را بيش شمارد و احسان بيش از طرف خود را كم به حساب آرد، همه مردم را بهتر از خود داند و خود را در دل از همه بدتر شمارد و اين خود تمام مطلب است.
اى هشام خردمند دروغ نگويد گر چه دلخواه او باشد.
اى هشام هر كه مردانگى ندارد دين ندارد و مردانگى بيخرد نشود، بزرگوارتر مردم كسى است كه دنيا را براى خود مقامى نداند، هلا بهاى تن شما جز بهشت نباشد آن را به چيز ديگر نفروشيد.
اى هشام امير مؤمنان (ع) بسيار مىفرمود: نشانه خردمند اين است كه سه خصلت داشته باشد: چون پرسندش پاسخ گويد، و