ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٢٧ - ٣ - سنة قائمة
آينده موافق است و نظرى به گله از شيعه ندارد. چون در زمان امام صادق (ع) فقه ترديدى و روش فرعتراشى بر اساس قياس و اجتهاد در مدرسه ابو حنيفه رواج داشت، شاگردان او به عنوان آزمايش و اظهار فضل مزاحم امام مىشدند و ظاهراً اين مرد يكى از آنها بوده است و امام به او فهمانده كه جواب مسأله بايد نص صادر از معصوم باشد. مضمون اين خبر از همه اخبارى كه در اين زمينه رسيده است وسيعتر است و مطابق است با مضمون آيه شريفه كه مىفرمايد: «وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ» هيچ تر و خشكى نيست مگر آنكه در كتاب مبين هست، بنا بر اين كه مقصود از كتاب مبين همين قرآن است چنانچه در آياتى بر آن تطبيق شده است.
اين خبر مىگويد: هر چه را بندگان نيازمندند در قرآن هست و بلكه هر چه هم كه آرزو دارند در قرآن باشد در آن هست، در بيان اين موضوع دو وجه مىتوان گفت:
١- آنكه مقصود از اين حصر، حصر اضافى است به اعتبار اينكه پس از نشر اسلام در جهان و بسط حكومت اسلامى بسيار موضوعاتى در قوانين و مقررات و محاكم اسلامى وارد شد كه در زمان خود پيغمبر وجود نداشت، زيرا هر چه حكومت و اجتماع توسعه يابد احتياجات قانونى و مسائل زندگى از نظر مادى و معنوى توسعه پيدا مىكند. و بعلاوه حكومت روم و فارس قديم كه سقوط كردند و ملتهاى آنها در تسلط اسلام قرار گرفتند، هم از نظر قوانين حكومتى و هم از نظر قوانين مذهبى كه در قلمرو اين حكومتها بود مسائل اجتماعى و مقررات دينى توسعه پيدا كرد و نظر اسلام در همه آنها مورد بحث شد، خلفاى وقت و تابعين آنها كه فقهاء و دانشمندان آن روز اسلام به شمار مىرفتند بواسطه انحراف از اهل بيت و هم بواسطه سياست شوم خفه كردن