ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٦٧ - باب بيان و تعريف و اتمام حجت
سوره ٩): «خدا را شيوه نبوده است كه مردمى را گمراه كند و از راه به در برد پس از آنكه آنها را هدايت كرده است تا به جايى كه راه تقوى را براى آنها آشكار كرده باشد» (خدا قومى را به گمراهى نياندازد تا آنكه براى آنها آنچه وسيله پرهيزكارى است بيان كند) فرمود: تا آنكه به آنها معرفى كند آنچه او را خشنود مىكند و آنچه او را خشمگين مىسازد. و خدا فرموده (٨ سوره ٩١): «به نفس بشر الهام كرد راه خلاف روى و راه تقوى را» فرمود: يعنى بيان كرد چه كند و چه نكند، و فرمود (٣ سوره ٨٦): «به راستى ما راه را به او نموديم، يا قدر بداند و يا ناسپاسى كند» امام فرمود: يعنى به او شناسانديم يا عمل كند يا ترك كند. محمد طيار گويد: پرسيدم از او تفسير قول خدا را (١٧ سوره ٤١): «و اما ثمود را رهنمائى كرديم ولى كورى و گمراهى را بر هدايت و رهجوئى ترجيح دادند و پسنديدند» فرمود: يعنى به آنها نموديم و شناسانديم و در روايتى است كه يعنى براى آنها بيان كرديم.
٤- حمزه بن محمد گويد: از امام صادق (ع) پرسيدم از تفسير قول خداى عز و جل (١٠ سوره بلد): «و او را به دو نجد- بلندى- رهنمائى كرديم» فرمود: مقصود نجد خوبى و بدى و بدى است.
٥- عبد الاعلى گويد: به امام صادق (ع) گفتم:- اصلحك الله- در مردم ابزارى نهاده شده است كه به وسيله آن درك معرفت كنند؟ گويد: فرمود: نه، گفتم: تكليف به تحصيل معرفت دارند؟