ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٢٩ - باب بداء
١٥- امام رضا (ع) مىفرمود: خدا هرگز پيغمبرى را مبعوث نكرده مگر با حكم حرمت مى و با اقرار به بداء براى خدا.
١٦- معلى بن محمد گويد: از عالم (امام) سؤال شد كه:
خدا چطور داند؟ فرمود: بداند و بخواهد و اراده كند و مقدر سازد و حكم صادر كند و اجراء كند، اجراء كند آنچه را حكم صادر كرده و حكم صادر كند نسبت به آنچه تقدير كرده و اندازه گرفته و تقدير كند آنچه را اراده كرده، از علم او مشيت خيزد و از مشيت او اراده آيد و از ارادهاش تقدير زايد و از تقديرش حكم بر آيد و به حكم اجراء پديد شود. علم بر مشيت مقدم است و مشيت در درجه دوم است و اراده سوم و تقدير بر قضاى مقرون به امضاء و اجراء واقع شود، براى خداى تبارك و تعالى بداء باشد در آنچه بداند به اين طريق كه كى خواهد و در چه شرائطى اراده كند براى تقدير اشياء و چون قضا به مرحله امضا و اجراء رسيد، ديگر بداء نيست، علم به هر معلومى پيش از بودن او است و خواست هر چه پديد شود پيش از وجود او در خارج محقق است و اراده پيش از برپا شدن مراد است و تقدير و اندازه براى اين معلومات پيش از آن است كه تفصيل داده شوند و به هم پيوندند در وجود مشخص و وقت معين، قضاى مجرد شده كردارهاى قطعى خدا هستند كه تحقق و تجسم در خارج يافتهاند و بوسيله حواس درك شوند از آنچه رنگ و بو دارد و در كيل و وزن در آيد و آنچه بجنبد و بخرامد از انسان و جن و پرنده و درنده و محسوسات ديگر.