ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٤٣ - باب ديگرى كه تتمه باب اول است(جز اينكه اضافهاى دارد در بيان فرق ميان مفهوم اسماء الهيه و اسماء مخلوقين)
خودش فرمايد: «و اگر از آنها بپرسى كى آنها را آفريده؟ گويند خدا آنها را آفريده».
باب ديگرى كه تتمه باب اول است (جز اينكه اضافهاى دارد در بيان فرق ميان مفهوم اسماء الهيه و اسماء مخلوقين)
١- فتح بن يزيد جرجانى گويد: شنيدم از امام ابو الحسن (ع) (مقصود امام كاظم است چنانچه صدوق بدان تصريح كرده و ممكن است مقصود ابو الحسن سوم امام على نقى باشد چنانچه در كشف الغمه است- از پاورقى چاپ تهران) كه مىفرمود: او است لطيف و خبير، شنوا و بينا و واحد و احد و صمد، نزاده است و زائيده نشده واحدى همتاى او نيست، اگر چنان باشد كه مشبهه گويند خالق از مخلوق شناخته نگردد و نه آفريننده از آفريده شده ولى او است آفريننده، جدا كرده آن را كه جسم آفريده و صورتگرى كرده و پديد آورده است از خود، زيرا چيزى شبيه او نيست و او هم به چيزى شبيه نيست، گفتم: آرى خدا مرا قربانت كند، ولى فرمودى احد است و صمد و باز فرمودى چيزى شبيه او نيست، خدا يكى است انسان هم يكى، مگر اين نيست كه در يكى بودن با هم شبيهند؟
فرمود: اى فتح محال گفتى، خدا تو را پا بر جا دارد، مورد تشبيه