ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٨٧ - باب در ابطال رؤيت
بزرگتر از آن است كه به چشم ديده شود.
١٠- ابى هاشم جعفرى گويد: از امام رضا (ع) پرسيدم كه خدا را توان وصف كرد؟ فرمود: قرآن نمىخوانى؟ عرض كردم:
چرا، فرمود: قول خداى تعالى را نخواندى: «لا تدر كه الأبصار» گفتم: چرا، فرمود: ابصار را مىفهمى؟ گفتم: آرى، فرمود:
چيست؟ گفتم: ديد چشمها، فرمود: اوهام دلها مهمتر است از ديد چشمها، اوهام او را ادراك نكند و اوهام را درك كند.
١١- ابى هاشم جعفرى گويد: به ابو جعفر (امام نهم ع) گفتم: «لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ»؟ فرمود: اى ابا هاشم، خاطره دلها باريكتر است از ديد چشمها، سند و هند و شهرهائى كه نرفتى و به چشم نديدى به وهم خود در آورى، و هم و خاطره دلها به حضرت او نرسد تا چه رسد به ديد چشمها.
١٢- هشام بن حكم گويد: وسيله درك هر چيز دو ابزار است: حواس (اعم از ظاهره و باطنه) و دل، ادراك حواس بر سه گونه است: ١- ادراك بوسيله مداخله.
٢- ادراك بوسيله تماس و چسبيدن.
٣- ادراك بدون مداخله و تماس.
ادراك بوسيله مداخله در اصوات است و بوئيدنيها و خوردنيها.