ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٦٥ - باب كون و مكان
نبوده و بود شده، و گفته شود از كى بوده، پروردگار ما بوده است بدون پديدش پديد آينده، بوده است بىچگونگى آنچه مىباشد.
آرى، اى يهودى و باز هم آرى اى يهودى، چطور براى او پيش از او تصور شود؟ او از پيش هم پيش است بىانجام و نهايت انجام، انجام مر او را در نيابد، انجامها در آستانه او گسيختهاند، او انجام هر انجامى است، گفت: من گواهم كه دين تو درست است و آنچه مخالف آن است باطل است.
٧- زراره گويد: به امام باقر (ع) گفتم: آيا خدا بوده است و چيزى نبوده؟ فرمود: آرى بوده و چيزى نبوده، گفتم: پس كجا بوده؟ گفت تكيه زده بود برخاست و نشست و فرمود: چه محالى به ميان آوردى اى زراره؟ و پرسش از مكان كردى در آن گاه كه مكانى نبود.
٨- امام صادق (ع) فرمود: يكى از دانشمندان يهود خدمت امير المؤمنين (ع) آمد و گفت: يا امير المؤمنين كى پروردگارت بوده است؟ فرمود: واى بر تو، همانا گويند كى بوده براى چيزى كه نبوده اما آنچه بوده و بوده نگويند كى بوده؟ پيش از پيش بوده و پيشى در ميان نبوده و پس از پس باشد و پس در ميان نباشد نهايتى در انجام او نيست تا بدان رسد، به او گفت: شما پيغمبر هستيد؟
فرمود: مادرت به مرگت نشيند، همانا من يكى از چاكران محمدم.