ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢١٣ - باب حدوث عالم و اثبات پديد آرنده آن
صادق (ع) به او فرمود: چون از طواف فارغ شدم پيش من بيا. و پس از فراغ از طواف، آن زنديق حضور امام ششم (ع) رسيد و جلوى آن حضرت نشست و ما هم گرد آن حضرت بوديم.
متن مصاحبه امام (ع) با زنديق امام: تو مىدانى كه زمين زير و زبرى دارد؟
زنديق: آرى.
امام: زير زمين رفتى؟
زنديق: نه.
امام: پس چه مىدانى زير زمين چيست؟
زنديق: نمىدانم ولى به گمانم كه زير زمين چيزى نيست.
امام: گمان، اظهار درماندگى است نسبت به چيزى كه نتوانى يقين كنى. به آسمان بالا رفتى؟
زنديق: نه.
امام: مىدانى در آن چيست؟
زنديق: نمىدانم.
امام: از تو عجب است كه نه به مشرق رسيدى و نه به مغرب، نه به زير زمين فرو شدى و نه به آسمان بالا رفتى و نه به آنجا گذر كردى تا بفهمى چه آفريدهاى دارند و تو منكر هر چه در آنها است هستى، آيا خردمند چيزى را كه نداند منكر آن شود؟!! زنديق: هيچ كس جز تو با من اين سخن را نگفته است.
امام: پس تو در اين شك دارى، شايد كه آن همان باشد و شايد هم نباشد.
زنديق: شايد همين طور است.
امام: اى مرد، كسى كه نمىداند، دليلى بر كسى كه مى