ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٨٧ - باب اختلاف حديث
ناقص را در دست دارد، بدان معتقد است و بدان عمل مىكند و هم آن را روايت مىكند و مىگويد: آن را از رسول خدا (ص) شنيدم، اگر مردم بدانند به غلط دريافته آن را نپذيرند و خود او هم اگر بداند غلط دريافته آن را رها مىكند.
٣- كسى كه از رسول خدا فرمانى شنيده و سپس آن حضرت آن را لغو كرده و غدقن نموده و او نفهميده، يا شنيده پيغمبر (ص) از چيزى نهى كرده ولى باز بدان امر كرده و او ندانسته منسوخ را حفظ كرده و ناسخ را فرا ياد نياورده، اگر بداند منسوخ است تركش كند و اگر مسلمانها هم بدانند كه اين مسموع از او منسوخ است تركش كنند.
٤- خبرگزار چهارمين كه به رسول خدا (ص) دروغ نبسته و دروغ را دشمن دارد از بيم خدا، و به احترام رسول خدا (ص)، آنچه شنيده فراموش نكرده بلكه همان طور كه شنيده به ياد دارد و چنانچه شنيده به مردم ياد مىدهد، نه به آن بيفزايد و نه از آن كم كند، ناسخ را از منسوخ بداند و به ناسخ عمل كند و منسوخ را وانهد زيرا دستور پيغمبر (ص) هم مانند قرآن ناسخ دارد و منسوخ (خاص دارد و عام) محكم دارد و متشابه، گاهى رسول خدا (ص) سخن مىگفت كه دو احتمال داشت، كلام عامى داشت و كلام خاصى مانند قرآن، خدا هم در كتاب خود فرموده (٧ سوره ٥٩): «آنچه رسول خدا به شما دستور داد اخذ كنيد و از آنچه غدقن كرد باز ايستيد» كسى كه نفهمد و نداند، مقصود رسول خدا (ص) بر او مشتبه شود، اين طور نبود كه هر كدام از همصحبتهاى رسول خدا (ص) چيزى از او بپرسد كلام آن حضرت را بفهمد، كسانى بودند كه از او مى پرسيدند و در مقام فهم مقصود نبودند تا آنجا كه دوست داشتند يك