ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٨٥ - باب اختلاف حديث
خاص و محكم و متشابه و خاطرههاى درست و موهومات، هر دو هست. در زمان خود پيغمبر بر آن حضرت دروغ بستند تا به سخنرانى برخاست و فرمود: اى مردم، دروغبندان بر من فراوان شدهاند، هر كه عمداً بر من دروغ بندد نشيمنش پر از آتش باد. و باز هم پس از وى بر او دروغ بستند. همانا حديث كه به شما رسيده بوسيله يكى از چهار خبرگزار است كه پنجمى ندارند:
١- شخص منافق و بىعقيدهاى كه به زبان اظهار ايمان كرده و مسلمانى او ظاهر سازى است و دروغ بستن به رسول خدا (ص) را نه گناه مىشمارد و نه از آن باك دارد، اگر مردم بدانند كه او منافق و دروغگو است از او نپذيرند و او را باور ندارند ولى گويند اين مردى است يار و هم صحبت رسول خدا (ص)، آن حضرت را ديده و از او حديث شنيده. و به اين اشتباه از او روايت اخذ كنند و باطن او را ندانند، خدا از منافقان خبر داده بدان چه معروف است و آنان را بدان وصف كرده كه فرموده است (٣ سوره ٦٣): «چون آنها را ببينى از ظاهر آراسته آنها خوشت آيد و در شگفت شوى (قهرمان نما و فداكار جلوه كنند) و چون لب به سخن گشايند و گفتارشان را بشنوى، به كالبدهاى بيروح مانند» هم اينان پس از پيغمبر زنده ماندند و به سران گمراهى و داعيان به دوزخ با ناحق و دروغ و بهتان پيوستند و آنها هم كارهاى بزرگ را به دستشان دادند و بر مردم مسلطشان كردند و به وسيله آنها دنيا را خوردند همانا مردم هم همراه ملوك و دنبال دنيا هستند مگر كسى كه خدايش نگهدارد، اين يكى از چهار كس.
٢- كسى كه چيزى از پيغمبر خدا (ص) شنيده ولى درست درك نكرده و به غلط افتاده، قصد دروغ ندارد ولى اين دستور