ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٦٩ - باب بدعتها و حكم به رأى و قياس
١٣- سماعة بن مهران از امام موسى (ع) گويد: گفتم:
اصلحك الله، ما گرد هم آئيم و در آنچه از اخبار و احكام مذهبى در دست داريم مذاكره مىكنيم موضوعى پيش ما نيايد جز آنكه دستور در آن نزد ما نوشته شده است و اين از نعمت وجود شما است كه به ما عطا كرده است و سپس موضوع كوچكى پيش آيد كه پيش ما در باره آن چيزى نيست و به همديگر نگاه كنيم و نزد ما حكم موضوعى كه شبيه آن است موجود است و حكم آن را به احسن وجهه بر آن بسنجيم و قياس كنيم؟ فرمود: شما را با قياس چه كار است؟ همانا كسانى كه پيش از شما بودند و هلاك شدند بوسيله قياس بود، سپس فرمود: وقتى براى شما مسألهاى پيش آمد كه مىدانيد حكم آن را بگوئيد و اگر مسألهاى پيش آمد كه نمى دانيد، حكمش اينجا است (با دستش اشاره به دهانش كرد) سپس فرمود: خدا ابو حنيفه را لعنت كند، مىگفت: على (ع) چنين گفته است و من چنين گويم و صحابه چنين گفتهاند و من چنين گفتهام، سپس فرمود: تو با او همنشين شدى؟ گفتم: نه ولى مىدانم سخنش اين است، و گفتم: اصلحك الله رسول خدا (ص) براى مردم آورد بدان چه در زمان خود بدان اكتفا كنند؟ فرمود: آرى و آنچه را هم تا قيامت محتاجند، گفتم: چيزى از آن از ميان رفته؟
فرمود: نه در نزد اهلش محفوظ است.
١٤- ابان گويد: شنيدم امام صادق (ع) مىفرمود: علم ابن شبرمه در برابر جامعه (احكام) كه رسول خدا (ص) املاء كرده و على (ع) به دست خود نوشته گم است و هيچ است، جامعه براى