ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٠٩ - باب همنشينى با علماء و گفتگو با آنها
٥- فرمود: به راستى پدرم مىفرمود كه: خداى عز و جل علم را پس از آنكه به زمين فرو فرستاده برنگيرد ولى عالم بميرد و علمى كه دارد ببرد و دنبال آنها مردمان سخت دل جفاجو آيند و گمراه باشند و گمراه كنند و چيزى كه ريشهاى ندارد خير در آن نيست.
٦- على بن الحسين (ع) مىفرمود: زود مردن و كشته شدن ما خانواده را بر من هموار و آسان مىكند گفتار خدا (٤١ سوره ١٣): «مگر نبينند كه ما بر زمين بتازيم و اطرافش را بكاهيم» مقصود از دست رفتن علماء است.
باب همنشينى با علماء و گفتگو با آنها
١- لقمان به پسرش گفت: پسر جانم به چشم خود مجالس خوب را بگزين، اگر ديدى مردمى در ذكر خداى عز و جل هستند با آنها بنشين، اگر خود دانائى از دانشت سودت دهند و اگر نادانى به تو مىآموزند و بسا كه خدا آنها را در سايه رحمت خود در آورد و ترا هم فراگيرد و اگر ديدى مردمى در ياد خدا نيستند با آنها منشين كه اگر دانائى از دانشت ميان آنها سودى نبرى و اگر نادانى