فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٧ - احكام وديعه
آن مال و مالكش حائل نشود؛ و واجب نيست خودش آن را بردارد و به مالك برساند، پس اگر مثلًا امانت را در صندوق يا اطاق در بسته قرار داده است، همين مقدار كافى است كه درب صندوق يا اطاق را باز كند و به مالك بگويد امانت خود را بردار و با همين مقدار، تكليف خود را انجام داده و عهده خود را خارج ساخته است.
٥٨- ملاك در فوريت ردّ امانت، فوريّت عرفى است نه فوريّت حقيقى، پس به هنگام مطالبه مالك، بر امين واجب نيست كه براى ردّ امانت بدود يا تند برود و يا از كارى كه به انجام آن مشغول است و انجامش زياد طول نمىكشد- نظير استحمام، نماز خواندن و لو نماز نافله، غذاء خوردن و ...- دست بردارد.
٥٩- امانتدار مىتواند براى ردّ امانت شاهد بگيرد، مخصوصاً در صورتى كه امانتگذار در هنگام تحويل امانت به او شاهد گرفته باشد و يا خود امانتدار احتمال دهد كه بعد از ردّ امانت در معرض ضرر يا اتّهام قرار مىگيرد؛ و بنابر اقوى در دو صورت مذكور جائز است امانتدار براى شاهد گرفتن، ردّ امانت را تأخير بيندازد؛ مگر اينكه شاهد گرفتن باعث تأخير زياد شود، كه در اين صورت تأخير جائز نيست، مخصوصاً در صورتى كه مالك با حضور شاهد امانت را به وى نسپرده باشد، البته اين در جايى است كه رخصت در تأخير و عدم تعجيل نداشته باشد؛ و الا بدون اشكال فوريّت در ردّ امانت واجب نيست.
٦٠- اگر كسى چيزى را كه دزديده است نزد ديگرى امانت بگذارد، در صورتى كه امانتدار بفهمد مال دزدى است، نبايد آن را به امانتگذار ردّ كند، بلكه مال نزد او امانت شرعى مىشود، و چنانچه صاحب مال را مىشناسد، بايد امانت را به او برگرداند؛ و اگر صاحبش را نمىشناسد، بايد مانند لُقَطه- مال پيدا شده- تا يك سال اعلام كند؛ و در صورتى كه پس از يك سال صاحب مال پيدا نشود، بنابر احتياط واجب بايد آن را از طرف صاحبش صدقه بدهد؛ و چنانچه بعداً صاحب مال پيدا شود، او را مخيّر مىكند بين گرفتن اجر صدقه از خداى تعالى و گرفتن غرامت از وى، پس اگر مالك، اجر صدقه را قبول كرد، اجر صدقه از آن اوست و اگر غرامت را اختيار كرد،