فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٥٥ - احكام مربوط به لقيط
همگى همزمان به او برسند، اهل روستا بر صحراء نشين و مالدار بر مفلس و ظاهر العدالة بر مجهول الحال أولى مىباشد؛ و اگر در همه جهاتى كه گفته شد با هم برابر باشند، لازم است قرعه بزنند و اولويّت با كسى است كه قرعه به نامش بيرون آيد.
احكام مربوط به لَقيط:
٦- برداشتن لقيط خود بخود جائز بلكه مستحب است؛ و اگر ترس تلف شدنش در كار باشد، برداشتنش به جهت حفظ نفس از هلاكت واجب كفايى است؛ ولى اگر ترس از تلف در كار نباشد يا از راه ديگر بشود او را نگهدارى كرد، برداشتنش واجب نيست.
٧- بچهاى كه معلوم نيست مسلمان است يا كافر، اگر در دار الإسلام يا در دارالكفرى كه مسلمان نشين هم دارد پيدا شود و احتمال برود كه مسلمانزاده باشد، محكوم به اسلام است؛ اما اگر در سرزمين كافر نشينى پيدا شود كه مسلمان نشين ندارد و يا اگر دارد، احتمال نمىرود كه آن بچه مسلمان زاده باشد، محكوم به كفر مىباشد.
٨- لقيطى كه محكوم به اسلام است، اگر بعد از بلوغ اظهار كفر كند، حكم به كفر او مىشود؛ و لكن بنابر اقوى حكم مرتدّ فطرى[١] بر او جارى نمىگردد.
٩- بر فرد واجد شرائطى كه بچه گمشده را برداشته واجب است كه شخصاً يا توسط فرد ديگر به حفظ و حِضانت و تربيت او و آموزش واجبات دينى به او اقدام كند.
١٠- حفظ و حِضانت لقيط تا حدّ بلوغ واجب است.
١١- اگر كسى بر سر نگهدارى لقيط با شخصى كه او را برداشته است اختلاف پيدا كند، حق اولويّت براى نگهدارى و تربيت آن بچه با بردارندهاش مىباشد و تا بچه به حدّ بلوغ نرسد، كسى حق ندارد او را از دست بردارندهاش بگيرد و متصدّى نگهدارى و تربيت او شود؛ مگر افرادى كه شرعاً به جهت نسبتى كه با بچه دارند از بردارنده او أحقّ و أولى به نگهدارى بچه باشند، مانند پدر، مادر، أجداد و ديگر نزديكان او يا
[١] - مرتدّ فطرى و مرتدّ ملّى در جلد ٢، پاورقى صفحه ١٩٩ بيان شدهاند.