فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٩٠ - احكام مربوط به احياء زمينهاى موات
و در اين فرض- كه هيچ حق اولويّتى پيدا نمىكند- جائز نيست زمين تحجير شده را به ديگرى ببخشد يا با آن مصالحه انجام دهد و يا آن را عوض معامله قرار دهد و ارث هم برده نمىشود.
١٢- اگر پس از تحجير زمين مَوات و پيش از احياء آن، آثار تحجير بر اثر گذشت مدّت طولانى از زمان تحجير و كوتاهى در احياء زمين، از بين برود، حق صاحب تحجير باطل مىگردد و زمين به حالت مواتى كه قبلًا بوده برمىگردد؛ ولى اگر آثار تحجير به توسط چيزى غير عادى مانند سيل يا باد از بين برود، ظاهراً حق تحجير كننده از بين نمىرود؛ مگر اينكه بفهمد تحجيرش از بين رفته و آن را تجديد نكند.
١٣- كسى كه مىخواهد زمينى را تحجير كند، لازم نيست بادست خود زمين را تحجير كند، بلكه مىتواند براى اين كار وكيل يا اجير بگيرد و در اين صورت حق اولويّتِ تحجير، متعلق به اوست نه به وكيل يا اجير؛ اما اگر كسى به نيابت از ديگرى زمينى را تحجير كند، ثبوت حق اولويّت براى منوبٌعنه بعيد است.
١٤- تحجير كننده نبايد زمين را معطّل بگذارد، بلكه لازم است پس از تحجير به تعمير و احياء آن بپردازد؛ و چنانچه اهمال كند و زمين را بدون عذر معطّل بگذارد، فرد ديگر مىتواند آن را احياء كند؛ لكن احتياط آن است كه مسأله را به حاكم شرع گذارش دهند تا او تحجير كننده را به احياء زمين و يا صرف نظر از آن و واگذاريش به فرد ديگر جهت احياء وادار نمايد، و يا اگر عذر احياء كننده موجه باشد- نظير فرا رسيدن وقت مناسب احياء، تهيه ابزار و كارگر و امثال اينها- او را تا رسيدن وقت مناسب و تهيه ابزار لازم مهلت بدهد؛ و اما نداشتن سرمايه از عذرهاى موجّه نيست و تحجير كننده نبايد زمين را تا رفع فقر و سرمايه دار شدن معطّل بگذارد وچنانچه تحجير كننده اسبابى فراهم نموده كه اميد باشد زمين تحجير شده تا مدّت معيّن احياء شود در اين فرض نيز اگر آن مدت سپرى شود و او زمين را همچنان معطّل بگذارد، حق تحجير زائل مىشود و بر ديگران جائز است به احياء زمين بپردازند.
و در صورتى كه حاكم شرع براى رسيدگى به اين امر در دسترس نباشد، اگر مدّت