فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٩٢ - احكام مربوط به احياء زمينهاى موات
١٨- در احياء مَوات براى ساخت مسكن، معتبر است كه احياء كننده پس از رفع موانع موجود، دور زمين را بطور معمول منطقه حصار بندى كند- مثلًا اگر معمول منطقه حصار بندى با چوب و نى است، با چوب و نى زمين را حصار كند، و اگر حصار بندى با آهن يا چيز ديگر معمول است با همانها حصار بندى نمايد- و علاوه بر اين بايد بر بعضى از قسمتهاى آن به اندازهاى سقف بزند كه زندگى در آن ممكن باشد؛ ولى نصب درب در احياء آن معتبر نمىباشد، پس در احياء زمين به قصد زندگى، صرف چهار ديوارى بدون سقف كافى نيست؛ ولى در احياء زمين براى نگهدارى حيوانات يا انبار كردن ميوه، هيزم و ...، صرف ايجاد چهار ديوارى بدون سقف كفايت مىكند.
١٩- اگر كسى در زمين مَوات چهار ديوارى احداث كند به قصد اينكه بعداً در آن خانه بسازد، چنانچه پيش از سقف زدن بر آن، از ساخت خانه پشيمان شود و بخواهد آنجا را محل دامدارى براى خود قرار دهد، مالك آن چهار ديوارى مىشود، و همچنين است اگر به قصد دامدارى چهار ديوارى احداث كند و بعداً تصميم بگيرد آن را خانه مسكونى كند و سقف بزند.
٢٠- در احياء مَوات براى مزرعه، معتبر است كه احياء كننده بعد از رفع موانع موجود، اگر در زمين تپه و چالهاى است كه مانع از كشت مىباشد، آن را هموار كند، و ترتيب آب آن را نيز بدهد، يعنى از رودخانه نهر منشعب كند و يا قناتى حفر نمايد و يا چاهى بكند، و اگر اين كارها را انجام دهد، احياء او تمام است و مالك آن زمين مىشود؛ و در مالك شدن او شرط نيست كه علاوه بر آنچه ذكر شد، زمين را شخم هم زده باشد، تا چه رسد به اينكه زراعت هم كرده باشد.
و اما اگر زمين مَوات طورى است كه كشت و زرع در آن احتياج به انشعاب نهر ندارد- زيرا در آن منطقه كشت ديم معمول است كه با آب باران اداره مىشود- در احياء آن كافى است كه غير از ترتيب آب- از انشعاب نهر از رودخانه يا حفر قنات- بقيّه امور مذكوره را انجام داده باشد؛ و اگر زمينى است كه خودبخود آماده كشت و زرع بوده و هيچ مانعى از سنگ و چوب و ... در آن نيست كه برطرف كردنش لازم باشد و فقط