فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٥٧ - شرط يازدهم - بعد از قطع اوداج أربعه، حيوان حركت كند
مشكوك باشد و اما اگر با بيرون آمدن خونش يقين حاصل شود كه حيوان زنده بوده اشكالى در كفايت آن نيست.
٨٤- در خوابانيدن ذبيحه رو به قبله بر زمين كيفيت خاصى معتبر نيست. پس فرقى نيست بين اينكه حيوان را به پهلوى راستش بخوابانند نظير خواباندن مرده انسان در قبر و يا به پهلوى چپ بخوابانند.
٨٥- در بردن نام «اللَّه» نيز كيفيت خاصى معتبر نيست. پس لازم نيست كلمه «اللَّه» را در ضمن «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»* بگويد؛ بلكه معيار صدق اين معنا است كه نام «اللَّه» بر اين ذبيح برده شود، بنابراين كافى است كه بگويد: «بِسْمِ اللَّه» يا «اللَّهُ أَكْبَرُ» يا «الْحَمْدُ لِلَّهِ» يا «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» و امثال اينها؛ و مشكل است گفتن «اللَّه» بدون كلمه ديگرى كه روى هم كلام تامى بشود و بر صفت كمالى و يا ثنائى و يا تمجيدى دلالت كند؛ بلى بعيد نيست كه جائز باشد تعدى از نام «اللّه» به نام ديگرى از اسماء حسناى حضرتش مانند رحمان و بارى و خالق و غير اينها؛ لكن در اين باره احتياط مستحبى ترك نشود. همچنانكه جواز تعّدى از نام مبارك «اللّه» بر مترادفش در زبانهاى غير عربى نظير لفظ يزدان در فارسى و لفظى ديگر در زبان ديگر خالى از وجه و قوت نيست، ولى احتياط آن است كه مراعات عربيت شود و همان لفظ جلاله «اللّه» را بر زبان جارى سازند.
٨٦- اقوى آن است كه در حليّت ذبيحه تنها اصل حيات شرط است، هرچند حيات نزديك به خروج روح ذبيحه باشد، بنابراين اگر يقين به زنده بودن حيوان باشد با ذبح حلال مىشود؛ و اگر زنده بودنش مشكوك باشد، آنچه كاشف از حيات مىباشد همان حركت عضوى از بدن بعد از ذبح است، هرچند اندك باشد يا خروج خون معتدل بنابر اقوى.
٨٧- در حلال شدن ذبيحه، شرط نيست كه بعد از ذبح حتماً مردن و خروج روحش مستند به همان ذبح باشد، بلكه اگر بعد از ذبح، به علت ديگرى هم باشد بنابر اقوى حلال است، مثل اينكه بعد از ذبح شرعى حيوان در آتش و يا در آب بيفتد و يا از كوه