فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٥٣ - احكام مربوط به مطلق ديون
است كه نيّت اداء كردن آن را داشته باشد؛ و چنانچه اين نيت را داشته باشد، بنابر روايت دو ملك او را بر اداء آن دين يارى مىدهند؛ و اگر در نيّت او نقص و كوتاهى باشد، به همان مقدار آن دو ملك يارى خود را از او كم مىكنند؛ و اگر اصلًا نيّت اداء نداشته باشد، به هيچ وجه او را يارى نمىكنند، بلكه چنين كسى به نقل روايت ديگر به منزله دزد است.
٦٢- بدهكارى كه توان پرداخت بدهى خود را دارد ولى بدهى خود را كه بايد پرداخت كند نمىدهد، بايد حاكم شرع او را حبس نمايد يا مال او را بين طلبكارانش قسمت كند؛ و اگر بدون عذر شرعى در ندادن بدهى خود اصرار ورزد، حاكم شرع مىتواند او را بزند تا مال مردم را بدهد و صاحب طلب هم مىتواند با او تندى كند.
٦٣- مديونى كه طلبكارش غائب است و خبرى از او ندارد، واجب است نيّت اداء دين خود را داشته باشد؛ و هرگاه فوت او نزديك شود، واجب است آن دين را از مال خود جدا سازد و وصيّت كند كه آن را به صاحبش برسانند؛ و اگر صاحبش فوت كرده باشد، دين را به ورثه او بدهند؛ و هرگاه طلبكار فوت شده باشد و وارث هم نداشته باشد يا در صورت زنده بودن شناختن او ممكن نباشد، بايد مديون پس از جستجو به حدّ لازم، طلب او را به نيّت او صدقه بدهد؛ و در اين فرض اگر بعد از صدقه دادن طلب، طلبكار پيدا شود، مخيّر است بين اينكه يا به صدقه راضى شود و يا طلب خود را از او مطالبه كند و ثواب صدقه براى او- يعنى بدهكارى كه صدقه داده است- باشد.
٦٤- اگر كسى بدهى مدّتدارى بر عهدهاش باشد و قبل از رسيدن موعد پرداخت آن بدهى فوت كند، آن دين حالّ مىشود، يعنى به مجرّد فوت او بستانكار مىتواند طلب خود را از ورثه او مطالبه و از تركهاش دريافت كند؛ ولى اگر بستانكار فوت كند، مدّتى كه قبلًا براى دريافت طلبش معيّن كرده بود به قوّت خود باقى است و ورثه او نمىتوانند پيش از موعد تعيين شده بدهكار را به پرداخت بدهى مجبور نمايند.
٦٥- دين بر دو گونه است:
اول: دين مُؤَجَّل- مدّتدار-، يعنى دينى كه پرداختش تا مدّت معيّنى مهلت دارد