فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٧٩ - احكام مربوط به اموال منقول گمشده(غير از انسان و حيوان)
٩٠- اگر يابنده لقطه را به قصد تعريف بردارد ولى از روى عصيان تعريف نكند، ضامن آن مىباشد، زيرا در اين فرض يد او بر لقطه يد مأذونه نيست.
٩١- اگر يابنده لقطه را به حاكم شرع تحويل دهد، وظيفه اعلان از يابنده ساقط نمىگردد، هرچند تحويل به حاكم شرع قبل از إعلان و بعد از إعلان جائز است؛ بلكه در پايان إعلان چنانچه صدقه دادن مال را اختيار كند، بهتر است آن را به حاكم شرع بدهد تا حاكم آن را صدقه دهد.
٩٢- اگر لقطه زمانى پيدا شود كه داراى نماء متصل شده باشد- مثلًا گوسفند پيدا شده چاق شده باشد- مالك هم مستحق عين مال است و هم مستحق نماء آن، چه نماء قبل از تمام شدن تعريف حاصل شده باشد و چه بعد از آن، چه قبل از تملك ملتقط حاصل شده باشد و چه بعد از آن؛ و اما اگر در زمانى پيدا شود كه داراى نماء منفصل از قبيل شير و نتاج شده باشد، چنانچه نماء منفصل بعد از تملّك يابنده حاصل شده باشد، ملك خود يابنده است، پس اگر عين موجود باشد، آن را به مالك مىدهد و نماء منفصل را براى خود نگه مىدارد؛ ولى اگر نماء منفصل در زمان تعريف يا بعد از آن و قبل از تملّك يابنده حاصل شده باشد، ملك مالك است.
٩٣- نماء متصلى كه بعد از يافتن لقطه حاصل مىشود، چنانچه پس از يك سال إعلان و تعريف مالك پيدا نشود، احتياط آن است كه اگر يابنده عين را تملك كرد با آن نماء معامله مجهول المالك كند، يعنى بعد از نااميدى از پيدا شدن مالك، آن را صدقه بدهد.
٩٤- چيزى كه روى زمين افتاده و از نشانهها و خصوصيّات آن يقين يا گمان حاصل مىشود كه مربوط به مردم موجود در اين زمان نيست، ملك يابنده مىباشد؛ اما اگر يابنده بداند كه ملك مردم اهل زمان خود او است، لقطه مىباشد و در صورتى كه به اندازه يك درهم- يعنى ٦/ ١٢ نخود نقره سكّهدار- يا بيشتر ارزش داشته باشد، بايد آن را در هر شهرى كه برايش ممكن است بطورى كه در فقره (٥٦) بيان شد إعلان و تعريف نمايد و پس از آن به احكام مذكور در فقره (٥٧) عمل نمايد؛ و اگر معلوم