فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٢٤ - * هفتم - معادن *
حفّارى يا تونل زنى و استخراج را ناتمام بگذارد، مالك چيزى نمىشود و تنها نسبت به استخراج معدن حق اولويّت دارد. ٤١- اگر كسى كار احياء معدن را شروع كند و سپس ناتمام و معطّل بگذارد، بايد حاكم شرع او را به اتمام كار يا رفع يد از معدن مجبور نمايد؛ و چنانچه احياءگر عذرى براى تعطيل كارش بياورد، بر حاكم است كه او را به مقدار زمان رفع عذر مهلت دهد و سپس به انجام يكى از دو كارى كه گفته شد- يعنى اتمام كار يا رفع يد از معدن- ملزم نمايد.
٤٢- اگر در زمينى كه جهت مزرعه يا مسكن احياء شده است، معدنى كشف شود، مالكيّت بر آن معدن تابع زمين است و ملك احياءگر آن مىباشد، چه احياء كننده قبلًا از وجود معدن خبر داشته باشد و چه از وجود آن خبر نداشته باشد.
٤٣- اگر صاحب معدن مثلًا به كسى بگويد نصف هر آنچه از اين معدن استخراج كنى مال تو باشد، چنانچه بنايشان بر اجاره باشد، معامله باطل است؛ و اگر بنايشان بر جُعاله باشد، معامله صحيح مىباشد.