فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٢٢ - نزاع بر سر آب
كننده اول در بردن آب از ديگران مقدّم مىباشد؛ اما اگر معلوم نباشد كه كدام از آنها جلوتر يا ديرتر زمين را احياء نموده است، هر كسى كه زمينش به سرچشمه و ابتداء آب نزديكتر است، او حق دارد پيش از ديگران زمينش را آب بدهد، و بعد زمين بعد آن و به همين ترتيب عمل مىكنند؛ لكن نبايد هيچ يك از آنها آب را بىجهت در ملك خود نگهدارد و بعد از آنكه آب سطح زمين را فرا گرفت، آن را براى نفر بعد رها كند؛ پس براى آبيارى نخل احتياط آن است كه آب پاى نخل از كعب و به عبارت ديگر قُبَّةُ القدم- يعنى برآمدگى پشت پاى آدمى- بالاتر نيايد؛ هرچند جواز بالا رفتن آب تا ابتداء ساق پا خالى از قوّت نيست؛ و براى آبيارى درختان ديگر هم از حدّ قدم و براى كشت حبوبات، غلّات، يونجه و غيره از حدّ بند نعلين كه پشت انگشتان پا هست، بالا نرود.
٣٩- اگر بين صاحبان نهرهاى ملكى كه از رودخانههاى بزرگ جدا شدهاند براى بردن آب اختلاف پيش آيد- يعنى شطّ و رودخانه مادر نتواند يكباره همه آن نهرها را پر كند و صاحبانشان درگير شوند- در صورتى كه معلوم باشد كداميك از نهرها زودتر حفر شده است، بايد همان نهر ابتداء آب بگيرد و بعد نهرى كه بعد آن حفر شده و به همين ترتيب عمل نمايند؛ اما اگر معلوم نباشد كداميك زودتر يا ديرتر حفر شده، بايد ابتداء نهرى كه به آب نزديكتر است برابر گنجايش خود آب ببرد، و بعد نهرهاى ديگر با رعايت نزديكى به منشأ شطّ و رودخانه يا چشمه- آب ببرند مانند اختلاف مالكين بر سر يك آب مباح كه در فقره قبل بيان شده